×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  پنج شنبه - ۲ آذر - ۱۳۹۶  
true

اولين اجلاس سراسري نماز

مشهد مقدس

مهر ماه ۱۳۷۰

 

  بسم الله الرّحمن الرّحيم

تشكيل مجمعي از صاحب­نظران براي اقامه­ی نماز، يكي از شايسته‌ترين و ضروري­ترين كارهايي است كه بايد در جمهوري اسلامي صورت مي‌گرفت. زيرا برپاداشتن نماز، نخستين ثمره و نشانه­ی حكومت صالحان است و در رتبه­ی بعد از آن است كه نوبت به “زكات” به­مثابه­ی تنظيم مالي جامعه و ريشه كن كردن فقر، و نيز “امر به معروف و نهي از منكر” يعني سوق دادن به نيكي‌ها و بازداشتن از بدي­ها مي‌رسد.

الّذين َ‌ اِن مَكَّناهُم فِي الاَرضِ أَقآمــُوا اَلـصَّلوةَ وَ‌آتـَـوا الـزَّكاة وَ اَمَرُوا بِالمَعرُوفِ وَ نَهَوا عَنِ المُنكَر. . .  اقامه­ی نماز فقط اين نيست كه صالحان ، خود نماز بگزارند. اين چيزي نيست كه بر تشكيل حكومت الهي متوقف باشد؛ بلكه بايد اين ستون دين در جامعه به پا داشته شود و همه كس با رازها و اشاره‌هاي آن، آشنا و از بركات آن برخوردار گردند.

درخشش معنويت و صفاي ذكر الهي، همه­ی آفاق جامعه را روشن و مصفا كند؛ و تن‌ها و جان‌ها با هم به نماز بشتابند و در پناه آن طمأنينه و استحكام يابند.

نماز، ركن اصلي دين است و بايد اصلي‌ترين جايگاه را در زندگي مردم داشته باشد. حيات طيّبه انسان، در سايه­ی حاكميّت دين خدا، وقتي حاصل خواهد شد كه انسان­ها دل خود را با ياد خدا زنده نگهدارند و به كمك آن بتوانند با همه­ی جاذبه‌هاي شرّ و فساد مبارزه كنند و همه­ی­ بت­ها را بشكنند، و دست تطاول همه­ی شيطان­هاي دروني و بروني را از وجود خود قطع كنند. اين ذكر و حضور دائمي فقط به بركت نماز حاصل مي‌شود و نماز در حقيقت ، پشتوانه­ی مستحكم و ذخيره­ی تمام نشدني در مبارزه­ای است كه آدمي با شيطان نفس خود كه او را به پستي و زبوني مي‌كشد، و شيطان‌هاي قدرت كه با زر و زور، او را وادار به ذلّت و تسليم مي‌كنند، هميشه و در همه حال دارد. هيچ وسيله‌اي مستحكم‌تر و دائمي تر از نماز براي ارتباط ميان انسان با خدا نيست. مبتدي ترين انسان­ها، رابطه­ی خود با خدا را به­وسيله­ی نماز آغاز مي‌كنند. برجسته‌ترين اولياء خدا نيز، بهشت خلوت انس خود با محبوب را در نماز مي‌جويند.

اين گنجينه­ی ذكر و راز را هرگز پاياني نيست و هر كه با آن بيشتر آشنا شود، جلوه و درخشش بيشتري در آن مي‌يابد.

كلمات و اذكار نماز، هر يك خلاصه‌اي است كه به بخشي از معارف دين اشاره مي­كند و به­طور مكرر و پي‌درپي آن را به ياد نمازگزار مي‌آورد. نمازي كه با تدبّر در معاني و بدون سهو و غفلت گزارده شود، انسان را روز به­روز با معارف الهي آشناتر و به آن دلبسته­تر مي‌سازد.

نورانيّت نماز، و رازها و رمزهاي آن و درس­هايي كه در آن گنجانيده شده، و اثر آن در ساختن فرد و جامعه ، چندان نيست كه بشود در مقالي كوتاه از آن سخن گفت، بلكه چنان نيست كه بي­خبري چون من، بتواند از اعماق آن خبري آورد.

آن­چه من با قلم قاصر و معرفت ناچيز خود مي‌گويم آن است كه مردم ما و جامعه­ی ما، و به­خصوص جوانان ما كه اكنون بار امانت سنگيني را بر دوش گرفته‌اند؛ بايد نماز را منبع قدرتی لايزال بدانند، و در برابر جبهه­ی فساد و بي‌عدالتي و كج­روي كه امروز بشريت را تهديد مي‌كند ، از نماز و ياد خدا نيرو بگيرند . ميدان مبارزه‌اي كه امروز پيش روي ماست، ما را به تكيه‌گاه مستحكم ذكر خدا و اميد و اعتماد به او، بيش از هميشه و بيش از همه، محتاج مي‌سازد، و نماز آن سرچشمه­ی جوشاني است كه اين اميد و اعتماد و قدرت معنوي را به ما مي‌بخشد.

نمازِ با حضور و با توجه، نمازي كه از ياد و ذكر، سرشار است، نمازي كه آدمي در آن با خداي خود سخن مي‌گويد و به او دل مي‌سپارد، نمازي كه والاترين معارف اسلام را پيوسته به انسان مي‌آموزد؛ چنين نمازي انسان را از پوچي و بي‌هدفي و ضعف مي‌رهاند و افق زندگي را در چشمش روشن مي‌سازد و به او همّت و اراده و هدف مي‌بخشد و دل او را از ميل به     كج­روي و گناه و پستي نجات مي‌دهد. از اين رو است كه نماز در همه­ی حالات، حتي در ميدان نبرد و در سخت‌ترين آزمايش­هاي زندگي، اولويت خود را از دست نمي‌دهد. انسان هميشه به نماز محتاج است و در عرصه‌هاي خطر، محتاج‌تر.

حقيقت آن است كه در كار معرفي نماز، كوتاهي‌هاي زيادي شده است و نتيجه آن­كه نماز هنوز جايگاه شايسته­ی خود را، حتي در نظام اسلامي ما، به دست نياورده است.

اين مسؤوليت سنگين ، بر دوش دانشوران و آشنايان به معارف اسلامي است كه نماز را به همه ، به­خصوص به نسل جوان بهتر بشناسانند؛ از كودك دبستاني تا پژوهشگر دوره‌هاي عالي ، هر يك فراخور ذهن و معرفت خود، مي‌توانند در راه شناختن نماز و رازهاي آن قدم­هایي بردارند و با ناشناخته‌هايي آشنا شوند، حتي عرفای بزرگ نيز براي سالكان وادي معرفت، اسرار الصلوة نوشته و  آموخته­اند؛ یعنی اعماق این اقیانوس همچنان ناشناخته و پيمودني است. در جامعه­ی ما فصل مهمّي بايد در معرفي نماز در همه­ی سطوح گشوده شود. رسانه‌ها و به­خصوص صدا و سيما با شيوه‌هاي گوناگون، نماز را معرفي و يادآوري كنند. همه جا و هميشه در راديو و تلويزيون، نماز در اولويّت گذاشته شود و شوق ايمان و عطش ياد خدا در دل­ها پديد آيد. در كلاس‌هاي دروس ديني مدارس و دانشگاه­ها، درس نماز جايگاه خود را بازيابد و سخنان سنجيده و افكار بلند در بازشناسي نماز فراهم و در معرض ذهن و دل دانشجويان و دانش آموزان گذاشته شود.

فلسفه­ی نماز و تحليل رازها و رمزهاي آن با زبان هنر، در معرض ديد همگان قرار گيرد تا هر كس به­قدر ظرفيّت خود از آن متمتّع گردد. كتاب­ها و جزوه‌ها در سطوح مختلف و از ديدگاه‌هاي گوناگون به وسيله­ی محقّقان و عالمان به سلك تحرير درآيد و مايه­ی كارهاي هنري و ادبي گردد.

فصلي نيز بايد براي آسان كردن انجام نماز گشوده شود:

در همه­ی مراكز عمومي، مدارس، دانشگاه­ها، كارخانه‌ها، سربازخانه‌ها، فرودگاه­ها، ايستگاه­هاي قطار، ادارات دولتي و امثال آن، جايگاه­هاي مناسبي براي نماز پيش‌بيني شود. مساجد و نمازخانه‌ها پاكيزه و مرتب و رغبت­انگيز باشد. نماز در وقت فضيلت و به جماعت گزارده شود. در هر محيطي، برجستگان و بزرگان آن بر ديگران پيش­قدم شوند و عملاً اعتنا به نماز را به ديگران بياموزند. و خلاصه در همه جا حركت به سمت نماز و شتافتن به نماز محسوس باشد.

با اين مقدمات ، به خواست خداوند متعال و با توجهات و ادعيه­ی زاكيه­ی حضرت ولي‌الله الأعظم (روحي فداه )، كشور و جامعه­ی ما به هدف­هاي والاي نماز نزديك مي‌شود و از بركات آن بهره مي‌گيرد.

در پايان لازم مي‌دانم از فراهم آورندگان اين مجمع و همه­ی كساني كه با وقوف بر اهميّت نماز ، در راه اقامه­ی آن تلاش مي‌كنند، مخصوصاً از جناب حجت‌الإسلام آقاي قرائتي كه دلسوزانه و عاشقانه در اين راه گام بر‌مي‌دارند، صميمانه تشّكر كنم و قبول حضرت حق‌تعالي را براي اين كوشش­هاي مخلصانه، مسئلت نمايم.

                                                        والسلام عليكم و رحمة‌الله

                                            سيد علي خامنه‌اي

                                                      ۱۶/۷/۱۳۷۰

 

نماز

بهشت خلوت انس

 

دومين اجلاس سراسري نماز

 

مشهد مقدس

شهریور ماه ۱۳۷۱

 

 

بسم الله الرّحمن الرّحيم

جناب حجت الإسلام آقاي قرائتي ( دامت افاضاته ) ، بسيار از جناب­عالي و همكارانتان متشكرم كه همّت كرده و دومين مجمع اقامه­ی نماز را براي گسترش دادن فرهنگ نماز و استحكام بخشيدن پايه‌هاي آن در جامعه­ی اسلامي ايران ، فراهم آورده‌ايد. و اميدوارم همگي مأجور و به هدف مقدس خود نائل گرديد.

امسال اگر اين­جانب بايد پيامي به شما و آن مجمع محترم بدهم، اين پيام آن است كه همه، كوشش خود را براي تحقق توصيه‌هاي مندرج در پيام سال گذشته به اولين مجمع ، بكار بريد و از اين­كه آن­ها فقط نقشي بر كاغذ و الفاظي براي شروع بحث بمانند، مانع شويد.

بي‌شك ناگفته‌هاي باب نماز بسيار است و قاصري چون اين­جانب كوچكتر از آن است كه به همه­ی آن معارف دست يابد، چه رسد به اين­كه آن را در پيامي يا پيام­هايي بگنجاند و اميد است به فضل‌ الهي و دستگيري حضرت ولي عصر ( ارواحنا فداه ) راه درك و تفهيم آن به ديگران بر دل­هاي نوراني و با معرفت هموار گردد.

ليكن يكي از آن­چه شناخته و دانسته‌ايم، راه شناخت بيشتر را به روي ما باز مي‌كند و معرفت ما را روشن تر و بي‌شبهه‌تر مي‌سازد.

گزارش­ها، گوياي آن است كه از سال گذشته تاكنون قدم­هاي عملي قابل ديري در اين راه برداشته شده است ولي اين از آن­چه حق عظيم نماز در ايران اسلامي مي‌طلبد بسي كمتر است. ان­شاءالله همكاري همه­ی دستگاه‌هاي اسلامي، اعم از : آموزش و پرورش و دانشگاه‌ها و صدا و سيما و سازمان تبليغات اسلامي و مطبوعات و ديگر نهادها و سازمان‌هاي مؤثر بتوانند شما را در مقصود مقّدستان ياري دهد. توفيق همگان را از خداوند خواستارم.

سيد علي خامنه‌اي

۲۱/۶/۱۳۷۱

نماز

پيوند خلق و خالق

سومين اجلاس سراسري نماز

 

بابلسر

شهریور ماه ۱۳۷۲

 

بسم الله الرّحمن الرّحيم

خدا را سپاس كه تلاش مبارك شما دست‌‌اندركاران ترويج فريضه نماز به سومين سالگرد رسيد و كاري با چنين اهميت ، به اهتمامي پيگير و خستگي ناپذير پيوست.

راز موفقيت در دسترسي به هدف­هاي بزرگ و والا ، همين   پي­‌گيري و استمرار در طلب است ، اين درس بزرگ را نيز در يكي از آثار مناجاتي مولاي پرهيزگاران مي‌آموزيم كه :

« وَهَب لِيَ الجِدَّ فِي خَشيَتِكَ وَ الدَّوَامَ فِي الأتِّصالِ بِخِدمَتِكَ … »

نماز در عرصه­ی تكاپوي لايزال و ناگزيري كه بشر بدان مأمور بلكه مطبوع گريده است ، بزرگ­ترين فريضه و مؤثرترين ابزار است. شايد برخي اين خصوصيت را براي نماز فقط در ميدان تكاپوي فردي به سوي كمال ، شناخته و از نقش آن در صحنه جهاد جمعي و اجتماعي و در برابر معارضان پرقدرت دنيايي سخني نشنيده باشند.

از اين رو بايد دانست كه پاي­مردي در همه گونه رويارويي، وابسته به آن است كه دل­ها و اراده‌ها از صفا و توكل و اعتماد به نفس و اميد به فرجام، لبريز باشد، و نماز سرچشمه جوشاني است كه اين همه و بسي فيوضات ديگر را بر دل و جان نمازگزار سرازير مي‌كند و از او انساني روشن ضمير و ثابت قدم و بي‌دغدغه و اميدوار مي‌سازد.

اين كه در قرآن و سخن والاي پيامبر خاتم(صلي الله عليه و آله و سلم ) نماز، بازدارنده از فحشاء و منكر و معراج مؤمن و تقرب دهنده پرهيزگار و در يك سخن ، بهترين نهاد دين معرفي شده و پيامبر مكرم، آن را روشني چشم خويش خوانده است ، بايد ما را در فهم عظمت نماز به تأمل و ژرف نگري بيشتر بكشاند.

البته اين نكته نيز شايان ذكر است كه  نماز همين بر زبان راندن كلمات و گزاردن حركاتي معين نيست. آن همه فيض و بركت، بر پديد آوردن امواج صوتي و اعمال بدني بي آن كه روح ذكر و توجه در سراسر اين كالبد دميده باشد، مترتب نمي گردد، اگرچه حداقّل تكليف با آن ساقط مي‌گردد. روح نماز، ياد خدا و خشوع و حضور در برابر اوست و اين كلمات و اعمالي كه با تعليم الهي بر مكلف، واجب گشته است، بهترين قالب براي آن روح و نزديك­ترين راه به آن سر  منزل  مقصود است.

نماز بي‌ذكر و حضور ، كالبدي بي‌روح است كه اگر چه نام نماز بر آن ، مجاز نيست، ليكن اثر و خاصيت نماز نيز از آن مترقب نيست. از اين حقيقت، در آثار ديني با عنوان ” قبولي نماز ” سخن رفته است، و چنين آمده است كه از يك نماز كه تو مي‌گزاري، تنها هر آن­چه با حضور و توجه آورده شده، قبول است و بس.

اينك نماز، موهبتي بي بديل و سرچشمه­ی فيضي لايزال ، در اختيار ما است كه با آن، نخست از خويش و سپس از هر آن­كه بدو مهر مي‌ورزيم، انسان صالح بسازيم، اين دروازه‌اي است گشاده به عرصه‌اي پهناور و مصفا. دريغ است كه آدمي عمري را در جوار بهشت مصفائي بگذارند و سري بدان نكشد و عزيزان خود را بدان سوق ندهد. وحي الهي به پيامبر عظيم الشّأن   ( صلي الله عليه و آله و سلّم ) چنين فرمان داد:

” و أمر اهلك بالصلوة و اصطبر عليها ”

امروز همه شما خود را طرف اين خطاب بشمريد و نماز را ، حقيقت مقدس و گوهر درخشان را ، كه عطيه الهي به امت محمد مصطفي ( صلي الله عليه و آله ) است قدر بشناسيد.

در اين وظيفه، هر كسي سهم ويژه‌اي دارد:

پدران و مادران با گفتار و كردار خود، فرزندان را به نماز تشويق و راهنمايي كنند.

معلمان، شاگردان مدارس و دانشگاه­ها را در سمت و سوي اين حقيقت درخشان به حركت وادار نمايند.

فضلا و علماء و روحانيون محترم، امامت جماعت در مراكز آموزشي و اقامتگاه‌هاي دانشجويان، براي نسل نو را فرصتي مغتنم بشمرند.

نويسندگان كتاب‌هاي درسي ، رازها و رمزها و درس­هاي نماز را در كتاب‌هاي درسي بگنجانند.

وزارت ارشاد و سازمان تبليغات و صدا و سيما از هنر به ويژه هنر سينما براي نشان دادن گوهر نماز و چهره نماز­گزار بهره بگيرند. هنرمندان عزيز با زبان شعر و قصه و نقاشي و جز اين­ها، و با آفرينش آثار هنري با كيفيت، بلكه برجسته، دست چيره هنر را به كاري چنين شايسته مشغول سازند.

در مدارس، معلمان و مديران ، و در همه­ی مراكز، مسؤولان، با حضور خود در صفوف نماز، نمازگزاران را تشويق كنند.

در گردهمايي­هاي علمي و فرهنگي و آموزشي و تبليغي، نماز را در وقت خود همچون الهام بخش صداقت و هدايت به جاي آورند.

نويسندگان و گويندگان ديني درباره­ی نماز و مفهوم و فلسفه و هدف و آثار و بركات و احكام آن بگويند و بنويسند.

مردم، مساجد را با حضور در نمازهاي جماعت كه بهترين شيوه­ی نمازگزاردن است، رونق بخشند. در همه­ی بناهاي عمومي و جاي­هايي كه همواره به طبع حال،‌ مردمي در آن گرد مي آيند؛ مانند فرودگاه‌ها و ايستگاه­هاي قطار و بندرها و عزيمتگاه‌هاي خودروهاي همگاني و ادارات دولتي و بوستان­هاي شهري و مانند اين­ها، نمازخانه‌ها يا مساجدي بنا كنند و افزون بر اين، مردم ، هر زمين پاكيزه و مناسبي را به هنگام درآمدن وقت نماز، مسجد بشمار آورند و در آن به نماز بايستند.

از اين گونه كار براي هر كسي و قشري از مردم هست كه هر كس بايد كنكاش كند و سهم خود را از اين فریضه همگاني را بيابد و بدان دست زند.

در چنين وضعي است كه  جامعه اسلامي ما توانسته است نماز را اقامه كند و مصداق اين آيه كريمه گردد كه :

الّذين َ‌ اِن مَكَّناهُم فِي الاَرضِ أَقآمــُوا اَلـصَّلوةَ وَ‌آتـَـوا الـزَّكاة وَ اَمَرُوا بِالمَعرُوفِ وَ نَهَوا عَنِ المُنكَر وَ لِلّهِ عاقِبَةُ الاُمُور  صدق الله العلي العظيم .

توفيق همه آحاد مسلمان را در درست انجام دادن اين وظيفه­ی الهي مسئلت مي‌كنم .

والسلام عليكم و رحمة الله

سيد علي خامنه‌اي

۱۶/۶/۱۳۷۲

نماز

نشانه­ی حق­گزاري

 

چهارمين اجلاس سراسري نماز

 

شيراز

شهریور ماه ۱۳۷۳

 

 

 

بسم الله الرّحمن الرّحيم

با فرا رسيدن موسم گردهمايي­هاي ساليانه­ی نماز ، بار ديگر فضاي فرهنگي كشور با نام و ياد همگاني اين فريضه­ی عظمي، معطّر و منوّر گرديده است. همان­طور كه مژده قيام نماز، پيامبر عظيم الشأن ( صلي الله عليه و آله ) را – چنان­كه در حديث آمده است – به وجد مي آورد و به بلال، مژده­ رسان هميشگي نماز، مي‌فرمود : « ارحنا يا بلال !» يعني اي بلال! دلم را با اذان كه مژده­ی نماز است، راحت بخش ! همان­طور هم بزرگداشت نماز و گستردن و بلند كردن نام آن ، دل بندگان خدا را وجد و نشاط مي‌بخشد و ابرهاي تيره­ی ملال و اضطراب را از آفاق آن، پراكنده مي‌سازد، و اين برخاسته از ويژگي خود نماز است كه مايه­ی آرامش دل­ها و برطرف   كننده­ی نگراني­ها و دغدغه‌هاي روحي در نمازگزار است.

باري، اينك دو سه سالي است كه به همّت مردان صاحب همّتي، ايران اسلامي به سوي حق­گزاري نماز پيش مي‌رود. اگرچه ايرانيان مؤمن، هرگز به نماز پشت نكرده و اين نعمت بزرگ خدا را ناسپاسي ننموده‌اند ، ليكن حق نماز نيز غالباً چنان­كه بايد، گزارده نشده است و اكنون اين اميد كم كم در دل پديد مي‌آيد كه در آينده‌اي نزديك – به خواست خدا – نماز به درستي حق­گزاري شود.

پديده‌هاي زيبايي چون : اقامه­ی نمازهاي جماعت در سطح شهرها ، در ميدان‌ها و بوستان­ها و ورزشگاه‌ها ، ساختن تالارهاي بزرگ و مناسب نماز در برخي و ساختن يا آماده كردن نمازخانه در برخي ديگر از جاها، گرد آمدن بيش از پيش مردم و به ويژه جوانان در بسیاری از مساجد، برپا داشتن نماز جماعت در ظهر عاشورا در ميان مراسم عزاداري ، نوشتن كتاب هاي بسيار در باب نماز و جز اين­ها ، همه و همه برانگيزاننده­هاي آن اميد بزرگ است.

نشانه­ها و شاخص­هايي هست كه هرگاه و هرجا ديده مي‌شوند، مي‌توان گفت : حق نماز ، گزارده شده است.

نخست همگاني شدن نماز است. ناسپاسي بزرگي است كه، كسي در محيط اسلامي به سر برد و نماز را كه برترين وظيفه­ی هر مسلمان است ، به جا نياورد. چنين كسي نزد خدا و نزد بندگان خدا روسياه و در حق خود،  مقصر است، چرا كه خويش را از بركات نماز محروم ساخته و درباره­ی نماز كوتاهي كرده است. آن­گاه كه در جامعه­ی اسلامي همگان ،‌از پير و جوان و نوجوان ، و در هر موقعيت اجتماعي يا خانوادگي، و در همه­ی شرايط زماني و مكاني و جوّي و در آسايش و در رنج و شادي و غم، نماز را چون پايه­ی دين و بخشي از زندگي يك مسلمان ، به­جاي آورند و به هيچ بهانه ، عمداً آن را ترك نكردند، مهم­ترين نشانه­ی حق­گزاري نماز آشكار شده است.

نشانه­ی ديگر ، نيكو به جاي آوردن نماز است، يعني با توجه به معني و مفهوم كلمات نماز و همراه با خشوع و حضور. و اين روح نماز است كه بدون آن، نماز كالبدي است بي­جان، و اگرچه ساقط كننده­ی اقلّ تكليف، ولي نه برآورنده­ی همه­ی هدف‌ها و مقاصد تشريع، اين يك، البته نيازمند آموزش و نيز تمرين است و اگر به كمك الهي، تأمين شود، عمق روحيه­ی ديني و بركات فراوان ايمان و عمل را با خود تأمين خواهد كرد.

نشانه­ی ديگر، آبادي مساجد و افزايش نمازهاي جماعت است، و اين به معناي بروز بركات نماز در سطح همكاري و همدلي اجتماعي است.

بي‌شك اين فريضه نيز با همه­ی اتّكالش به عامل دروني يعني توجه و ذكر و حضور، همچون ديگر واجبات ديني، ناظر به همه­ی عرصه­ی زندگي انسان است و نه به بخشي از آن ، يعني زندگي فردي و شخصي هر كس و آن­جا كه پاي فعاليت و نشاط دسته جمعي افراد جامعه به ميان مي‌آيد، نماز همچون گرم­ترين و پرشور­ترين عبادت دسته جمعي ، نقش بزرگي را بر عهده مي­گيرد.

مظهر اين خصوصيت ، همين نمازهاي جماعت پنج­گانه و نماز جمعه و نمازهاي عيد است.

نشانه­ی ديگر، مطرح شدن نماز در عرصه­ی مطالعات و تحقيقات علمي است.

همان­طور كه بحث فقهي درباره­ی نماز و مقدمات آن، طولاني­ترين مباحث فقهي درحوزه‌هاي علميه را تشكيل مي‌دهد، بحث كلامي و عرفاني و اجتماعي نماز نيز بايد سلسله­ی مهمّي از مباحث ديني مطرح در سطح جامعه را پديد آورد. آگاهان ديني و محققان و نويسندگان دراين باره مقالات و تحقيقات و كتاب­هايي فراهم كنند و بحث نماز به طور مكرر در همه­ی جايگاه‌هاي تبليغ دين ، با زبان‌ها و شيوه‌ها  و از زاويه هاي گوناگون مطرح گردد. در كتاب­های درسی دوره­های مختلف ، به تناسب فصل، فشرده يا گسترده ولي به هر حال ، عميق و متيني درباره­ی نماز گنجانيده شود.

در صدا و سيما، نماز همچون موضوعي كه بايد به همه آموخت ، تلقي گردد و در برنامه‌اي جداگانه يا در دل برنامه­هاي گوناگون، از آن سخن رود و اعماق و رازها و درس­هاي آن براي همه­ی مردم بيان گردد. در سخنراني هاي ديني در مساجد و غيره ، بارها و بارها معارف نماز نيز همچون مسائل آن بازگو شود.

نشانه­ی دیگر آن­است كه در همه­ی جای­ها و ساختمان­های عمومی و دولتی، نمازخانه­ای در خور دیده شود و نمازگزاردن در همه­جا برای همه، كاری در دسترس به شمار آید.

نشانه­ی ديگر آن است كه بزرگان جامعه و كساني كه چشم­ها به آن­ها دوخته شده و انگشت­ها آن­ها را نشانه كرده است، در مراكز همگاني نماز ديده شوند و نمازخانه‌هاي مراكز عمومي ، ويژه آدم­هاي بي­كار يا فرودست شمرده نشود.

و نشانه‌هاي ديگري كه با تدبّر مي‌توان بدان‌ها دست يافت.

هر گاه اين نشانه‌ها، همه در جامعه‌اي پديد آيد، به حق بايد گفت كه حق نماز در آن جامعه ادا شده است و هر چه اين نشانه‌ها بيشتر باشد گرايش به حق­گزاري نماز بيشتر است.

اين­جانب با دعا براي دست اندركاران اين حركت الهي و به­ويژه براي جناب حجت ‌الإسلام آقاي قرائتي كه تلاش عظيمي را وقف اين كار كرده‌اند، و تشكر از كساني كه به اين دعوت حق پاسخ مثبت گفته‌اند و به ويژه از عزاداران عاشوراي حسينی امسال كه در روز عاشورا جلوه­ی باشكوهي از نمازگزاري را نشان دادند، از خداوند متعال خواهانم كه كشور ما و مردم ما را در اين فریضه­ی بزرگ نيز مانند بسي كارهاي مهم ديگر، الگو و نمونه­ی برتر سازد و ادعيه­ی زاكيه­ی حضرت بقية الله الاعظم (‌ارواحنا فداه و عجل الله فرجه ) را شامل حال ملّت و كشور فرمايد.

                                             و السّلام عليكم و رحمة الله

سيد علي خامنه‌اي

۱۰/۶/۱۳۷۳

 

نماز

روح پرستش و خضوع

 

پنجمين اجلاس سراسري نماز

 

تبريز

شهریور ماه ۱۳۷۴

 

 

بسم الله الرّحمن الرّحيم

اكنون چند سالي است كه چنين روزهايي در كشور ما، موسم نماز است، يعني فضاي سراسر كشور به عطر دل‌انگيز ياد و نام نماز، آغشته است و انسان­هايي روشن بين و با ايمان، با شور و نشاط  همه­جا از نماز مي‌گويند و به نماز فرا مي‌خوانند و براي اقامه­ی نماز، مجاهدت مي‌كنند، اين تلاش مبارك، شايسته­ی آن است كه از سوي همه­ی كساني­كه به حيات طيبه­ی اسلامي و زندگي در سايه­ی حقّ و عدالت دل بسته‌اند، گرامي داشته شود و به پيوسته ماندن‌ آن، كمك شود.

اقامه­ی نماز در كشوري كه پرچم اسلام را بر فراز سرخويش برافراشته و به حاكميت اسلام مفتخر گرديده، يكي از واجب­ترين فرايض است. زيرا همه­ی هدف­هاي يك جامعه­ی نيكبخت از قبيل: تأمين عدالت اجتماعي، دستيابي به رفاه عمومي و شكوفايي مادي، پرورش استعدادها و خلاقيت‌ها در آحاد مردم، برخورداري از دانش و بينش و تجربه، عزت و استقلال و اقتدار ملي ، گسترش اخلاق انساني و روابط سالم ميان آحاد مردم و ديگر هدف‌هاي والا، در صورتي تأمين مي‌شود كه تربيت فردي و تهذيب اخلاقي در  آحاد مردم به­ويژه در كارگزاران امور كشور، تأمين شود و انسان‌هايي پاك و برخوردار از همّت و توكّل و اخلاص و صبر و سخت كوشي در آن جامعه باشند كه به ياري اين پشتوانه­ی روحي، توانايي برداشتن بارهاي سنگين را دارا باشند و در برابر موانع گوناگون و به­ويژه امواج فساد و تباهي، ياراي ايستادگي داشته باشند. هر چه شمار اين گونه انسان­ها در جامعه و كشوري بيشتر باشد. افق آينده­ی آن جامعه و آن كشور، روشن‌تر و حركت به سوي نيكبختي در آن جامعه و آن كشور ممكن‌تر و آسان­تر خواهد بود.

اهميّت نماز و يكي از رازهاي پا فشاري بر آن در معارف اسلامي را از آن­چه گفتيم، مي‌توان دانست، زيرا نماز، برترين چيزي است كه مي‌تواند همه­ی افراد جامعه­ی مسلمان را، به تهذيب اخلاقي و تعالي روحي و معنوي برساند.

سه خصوصيت عمده در نماز هست كه نقش برتر آن را در تهذيب نفس و پرورش رواني انسان­ها پديد مي‌آورد:

نخست آن­كه نماز، با شكلي كه در اسلام براي آن معين گشته يعني حركات و اذكار مخصوص، به­طور طبيعي، نمازگزار را به دوري از گناه و آلودگي فرا مي‌خواند:

 اِنَّ الصلوةَ تَنهي عَنِ الفَحشاءِ وَ المُنكَر 

اين فراخواني پيوسته، توانايي آن را دارد كه هر كس را از منجلاب‌‌ها، رها سازد و عروج بخشد.

دوم آن­كه در او روح پرستش و خضوع در برابر حضرت باري تعالي را كه محبوب حقيقي و فطري هر انسان است، زنده مي‌كند و غبار فراموشي از اين حقيقت درخشنده را كه در ژرفاي فطرت او نهاده شده است، مي‌سترد.

سوم آن­كه به جان و دل نمازگزار، آن آرامش و اطميناني را كه شرط اصلي موفقيت در همه­ی عرصه‌هاي زندگي است، هديه مي‌كند و تزلزل و اضطراب را كه مانع بزرگي در راه اقدام مجدّانه براي پرورش اخلاقي است، از او دور مي‌سازد.

هر يك از سه خصوصيتي كه گفته شد در خور آن است كه با تدبّر و ژرف­نگري ديده و سنجيده شود و از اين راه، بسياري از معارف نماز آشكار خواهد شد.

اكنون هنگامي كه مي‌بينيم نماز با اين ويژگي­ها و كارسازي استثنايي‌اش، گستردگي به اندازه­ی گستره­ی همه­ی جامعه­ی اسلامي دارد، يعني همه در هر حال و هر جا وظيفه دارند آن را به جاي آورند و هيچكس، هرگز از قلمرو اين فريضه­ی الهي بيرون نيست، در مي‌يابيم كه اندازه­ی تأثير آن در تأمين شرط نيكبختي يك ملت و يك جامعه، چقدر زياد است.

حقيقت آن است كه هرگاه در ميان مردمي نماز با همه شرائطش رواج داشته باشد همين يك واجب الهي آنان را تدريجاً به همه نيكبختي مي‌كشاند و خيمه دين را در زندگي آنان بر پا مي‌سازد.

ناگفته نگذاريم كه اين همه، درباره­ی نمازي است كه با روح آن يعني توجه و حضور قلب به جاي آورده مي‌شود. چنين نمازي، نمازگزار را با  همه­ی آفرينش،‌ هماهنگ و همسو مي‌سازد و راه را براي تحقق سنت‌هاي الهي در طبيعت و تاريخ باز مي‌كند، چرا كه در بينش اسلامي همه­ی آفرينش در حال تسبيح و عبوديت حضرت حق است:

 يُسَبِّحُ لِلّهِ ما فِي السَّمواتِ وَ ما فِي‌الأَرضِ… 

توصيه­ی مؤكّد اين­جانب به همه، به­ويژه جوانان، آن است كه خود را با نماز مأنوس و از آن بهره‌مند سازند. يعني اين­كه نماز را با توجه به معني و با احساس حضور در محضر پرودگار متعال «جَلَّت عَظَمَتُه» به جاي آورند و اين كار را با تمرين بر خود هموار و آسان سازند تا بتوانند نوافل، مخصوصاً نافله نمازهاي صبح و مغرب را نيز ادا كنند و اگر هنوز در ميان كسان و نزديكان و دوستان آنان، كسي هست كه خود را از فيض نماز محروم كرده باشد، او را از اين گناه بزرگ و خسارت عظيم بازدارند و اين­كار را با زبان خوش و رفتار حكيمانه انجام دهند، البته پدران و مادران نسبت به نماز فرزندان خود مخصوصاً نوجوانان، مسؤوليت بيشتري دارند.

اين­جانب در پيام نماز سال­هاي گذشته، توصيه‌هايي به دست­اندركاران و مسؤولان دستگاه­هاي گوناگون در باب نماز كرده‌ام، بجا است هيأتي از اين مجمع نماز، درباره­ی آن­ها به جست­وجو و فحص پردازد و گزارشي از چگونگي و اندازه­ی تحقق آن خواسته‌‌ها فراهم آورد.

در پايان با دعا براي همه­ی شما عزيزان دست‌اندركار مسأله­ی نماز، اميدوارم زحمات شما مقبول الهي و منظور نظر حضرت ولي‌الله الأعظم      ( ارواحنا فداه و سلام الله عليه ) باشد.

                                  و السّلام عليكم و رحمة الله و بركاته

سيد علي خامنه‌اي

۱۴/۶/۱۳۷۴

 

نماز

راهي به سوي كاميابي

 

ششمين اجلاس سراسري نماز

 

زنجان

شهریور ماه ۱۳۷۵

 

 

 

 

 

بسم الله الرّحمن الرّحيم

خداوند متعال را سپاس مي‌گويم كه دل­هاي نوراني و پاكيزه‌اي را به كار نماز و ترويج و برپاداري آن، برانگيخته و شوق مجاهدت و تلاش مخلصانه در اين راه را به آن‌ها بخشيده‌ است. ثمره­ی كوشش‌هاي هوشمندانه جمع شما در اين چند سال، آن شده است كه نماز كه مظهر كامل پرستش و نيايش و رازگوئي و نياز جوئي و عشق و ايمان به محبوب فطري عالم وجود است، پرتوي درخشان­تر و حضوري برجسته‌تر در ذهن و عمل جامعه­ی اسلامي ما يافته است. اكنون بحمدالله در بسياري از جاهايي كه جماعت مردم در آن گرد مي‌آيند و به­ويژه مراكز گردآيي جوانان مانند مدارس و دانشگاه‌ها و سربازخانه‌ها و بوستان‌ها و نيز دانشگاه‌هاي دولتي و راه‌ها و غيره، نماز ، حاضر و بارز و چشم و دل نواز است. نوشته‌ها و گفته‌هاي بسيار در رسانه‌ها و در كتاب­ها و درس‌ها و برنامه‌هاي هنري و تبليغي، به نماز مي‌پردازد و ذهن‌ها و دل­هاي كسان بي­شماري را به اين تكليف شيرين و دل­نشين، متمايل مي‌سازد و به گزاردن آن وا مي‌دارد.

شك نبايد كرد كه اين، راهي است به سوي كاميابي و توفيق در   همه­ی مهامّ شخصي و اجتماعي، راهي است به سوي سعادت و فلاح  قَد اَفلَحَ المُؤمِنونَ، الَذيِنَ هُم فِي صلوتِهِم خاشِعونَ …  چه افراد و جماعاتي كه با شناختن قدر و جايگاه ذكر و خشوع و انابه- كه نماز مظهر كامل آن است- و همراه كردن كار و ابتكار دنيائي با آن، به قله‌هاي تعالي و كمال رسيدند، و چه بي‌خبران و كوته‌نظراني كه با غفلت از اين راز بزرگ هستي، خود را از سعادت كامل محروم ساختند و چه در صورت تلاش و كار مادي و چه در صورت بي­كارگي و تنبلي، هر جا به گونه‌اي خود را در منجلاب‌هاي محروميت و ناكامي غرقه ساختند.

انسان­هایي كه تلاش و مجاهدت در عرصه­ی زندگي بشري را با ياد خدا و انس با او و عشق به او همراه مي‌سازند، خوشبختي در معناي حقيقي آن را درمي‌يابند و آن را براي جسم و جان خود فراهم مي­كنند.

شما برادران و خواهراني كه به امر نماز همّت گماشته‌ايد از اين ديدگاه، در تدارك بزرگ­ترين خدمت به مردم و كشور خود هستيد و بي‌گمان، ملت ما از معرفت به نماز و عمل به آن بهر‌ه‌هاي بزرگ در همه­ی عرصه‌هاي زندگي خود خواهد برد.

مسؤولان محترم اقامه­ی نماز گزارش اميد بخشي از به كار بستن سفارش‌‌هاي قبلي درباره­ی نماز داده‌اند. اين­جانب پس از سپاس از آنان و از همه­ی بخش‌هایي كه به آن سفارش‌ها جامه­ی تحقق پوشانده‌اند، به همه­ی دست‌اندركاران اين مهمّ و ديگر مديران و مسؤولان كشور توصيه مي‌كنم كه :

•۱-             براي تبيين ژرفاي نماز و معرفي رازها و زيبایي‌هاي آن، ‌دست به تلاش پيگير و همه جانبه‌اي زده شود. در كتاب­هاي معارف دانشگاه­ها و كتب درسي دوره‌‌هاي پيش از دانشگاه و جزوه‌هاي كوچك و قابل فهم همه، سخنان نغز و پرمغز و مضمون‌هاي تازه­ی فراوان در اين باره وارد شود.

•۲-             احكام فقهي نماز به صورت آسان و روان منتشر شود و جزوه‌ها و نوارهاي صوتي و تصويري مناسب براي فرستادن به ميان ملت‌هاي ديگر، آماده گردد.

•۳-  اذان از حنجره اشخاص خوش صدا در همه جا پخش شود و هيچ شهر و محله‌اي محروم از آهنگ اذان نماند.

•۴-  مساجد، به شكل شايسته غبار روبي شود و خدمت به مسجد، كاري مردمي و همگاني شمرده شود.

•۵-  نماز صبح در مساجد اقامه شود.

•۶-    نمازهاي جمعه در هر شهر با شركت فرزانگان و اصحاب معرفت در ستادهاي آن، پربارتر  گردد.

•۷-  مديران دستگاه­هاي اداري و دولتي، خود متصدي اقامه­ی نماز در آن دستگاه­ها شوند.

•۸- در سربازخانه‌ها، آموزش نماز و عمل به آن از آن­چه هست، جدي­تر گرفته شود.

•۹- در ميان جاده­هاي بياباني، مسجد به­قدر كافي ساخته شود و در شهرهاي سر راه در همه­ی بيست و چهار ساعت، مسجد باز و آماده وجود داشته باشد.

•۱۰-  در شهرها و شهرك‌هایي كه تازه ساخته مي‌شود، مسجد جامع، نخستين بنا و مركز حقيقي شهر قرار گرفته و ساخته شود.

•۱۱-  در همه­ی اجتماعات با فرارسيدن وقت نماز، نماز به پاداشته شود و اجتماعاتي كه به­خاطر انبوهي آن يا به هر  جهت ديگر قادر به اين كار نيستند برنامه­ی زمانبندي آن­ها جوري تنظيم شود كه با وقت نماز تصادف پيدا نكند.

•۱۲-  و به­طور خلاصه، وضع شهرها و روستاهاي كشور را جوري كنيد كه هر كس كه تازه وارد آن مي‌شود،آن را محيط اهتمام به نماز و جايگاه  اقامه­ی آن بداند.

توفيقات همه­ی شما را از خداوند خواستارم.

سيد علي خامنه‌اي

۳۱/۶/۱۳۷۵

نماز

برترین اعمال

هفتمين اجلاس سراسري نماز

اروميه

مهرماه ۱۳۷۶

بسم الله الرّحمن الرّحيم

در ميان مجموعه­ی وظايف خطيري كه با استقرار حاكميت الهي در نقطه‌اي از زمين، بردوش مؤمنان و بندگان زبده­ی خداوند قرار مي‌گيرد، قرآن، اقامه­ی نماز را شأني ويژه بخشيده و آن­را در صدر فهرست، جاي داده است:

الّذين َ‌ اِن مَكَّناهُم فِي الاَرضِ أَقآمــُوا اَلـصَّلوةَ  . . .

اگر برپاداشتن نماز در ميان مردم، نقشي بنياني نمي‌داشت و همچون پايه­ی استواري براي پيشبرد هدف‌هاي بزرگ نظام اسلامي به شمار نمي‌آمد، چنين تأكيد بليغي بر اهميت نماز نمي‌شد.

حقيقت آن است كه نماز با نقش عظيم تربيتي، با تأثير شگرف در ايجاد آرامش و سكينه­ی قلبي مؤمنان، با دميدن روح توكل و تقوا و اخلاص در نمازگزار، با ايجاد فضاي تقدس و معنويت در پيرامون نماز گزار كه موجب دوري او و ديگران از گناه است، و با درس­هاي معرفتي گوناگون كه در الفاظ و اذكار آن نهفته است، بسي بيش از صرفاً يك وظيفه­ی شخصي، و در واقع داراي نقش كليدي در اداره­ی فرد و جامعه است.

تأكيدهاي بليغي كه برگزاردن اين واجب شده؛ و حتي پدر و مادر موظف شده‌اند كه فرزند خود را از دوران كودكي با آن مأنوس سازند، در ميان همه­ی واجبات ديني، بي‌نظير است، و اين به­خاطر نقش استثنايي نماز در تنظيم انگيزه‌هاي رواني فرد و تأمين فضاي مساعد براي تحمل بارهاي سنگين وظيفه، در جامعه است. با توجه به همه­ی اين جهات، به­حق بايد نماز را برترين اعمال دانست و صلاي  حَي َّ عَلي خَيرِالعَمَل  را در بانگ نماز، سخني حكمت آميز به حساب آورد. نماز است كه مايه‌هاي لازم ايثار و گذشت و توكل و تعبد را كه پشتوانه­ی حتمي واجبات پرخطر و دشوار همچون جهاد و نهي از منكر و زكات است، در روح آدمي پديد مي‌آورد و او را شجاعانه بدان ميدان‌ها گسيل مي‌دارد. هنگامي كه به­خاطر هجوم دشمن، فريضه­ی جهاد اهميت مي‌يابد، يا بر اثر دشواري زندگي قشرهایي از مردم، فريضه­ی زكات و انفاق، همه را مخاطب مي‌سازد، يا به اقتضاي تلاش دشمن در عرصه­ی فرهنگ و اخلاق، امر به معروف و نهي از منكر، واجب همگاني مي‌شود، در همه­ی اين شرائط، نماز، نه فقط از شأن  « خيرالعملي » فرو نمي‌افتد، بلكه به­مثابه پشتوانه­ی روحي و معنوي همه­ی مجاهدت‌ها و ايثارها و خطرپذيري‌ها، بر اهميت آن افزوده مي‌شود.

امروزه با سيطره­ی نظم ماشيني بر همه­ی جامعه‌هاي بشري، انسان و انسانيت­ها سخت در فشارند. آحاد بشر در چنين نظمي ناگزيرند آهنگ زندگي فردي و اجتماعي را، با نواخت سنگين و روح گداز ماشين، همسان و يك آهنگ كنند. رحم و مروّت و گذشت و ايثار و بسي ارزش‌هاي اخلاقي ديگر، در اين همنواختي است كه كم تأثير و بي‌رنگ مي‌شود، و خانواده و اخلاق همزيستي مهرآميز خانوادگي، در چنين وضعي است كه پايمال و منهدم مي‌گردد. از ده­ها سال پيش دلسوزان و تيزبينان، حتي در قلب محيط تمدن صنعتي و ماشيني، اين خطر را  احساس كرده و هشدار داده‌اند، و با تأسّف، هنوز ميليون‌ها انسان- به­ويژه جوانان كه احساسات لطيف‌تر و روحيه­ی آسيب‌ پذيرتر دارند- در اين بلاي بزرگ همچنان بي‌دفاع و بي‌علاج‌اند.

نياز به رابطه­ی معنوي با خداوند رحيم و كريم، بدين جهت امروز براي مردم دنيا از هميشه حادتر و جدي‌تر است و نماز برترين و كارآمدترين وسيله براي تأمين اين نياز است. بشريت امروز به نماز خالص و كامل و پرشور اسلامي، از هميشه نيازمند‌تر است و شما مسؤولان امر ترويج نماز، بايد به كمك الهي بتوانيد، نه فقط نسل رو به رشد و بالنده­ی جوان كشورمان، بلكه همه­ی جان­هاي نيازمند و كام‌هاي تشنه­ی بشر متحير در سراسر جهان را ، اشباع كنيد و از سرچشمه­ی فيّاض نماز بهره‌مند سازيد.

اين­جانب ضمن تقدير از زحمات شما عزيزان كه سال به سال، گسترده‌تر و بارآورتر مي‌شود، شما و ديگر مسؤولان و همه­ی ملت عزيز را به نكات زير توصيه مي‌كنم:

  • ۱- آشنايان با معارف اسلامي، شأن نماز و روح و محتوا و گستره­ی تأثير آن را در جان فرد و مجتمع را با شيوه‌هاي رسا، تبيين كنند، و به­ويژه هنرمندان براي اين مقصود از ابزار كارآمد هنر بهره بگيرند.
  • ۲- پدر و مادرها، كودكان و نوجوانان را با صورت و معناي اين فريضه آشنا سازند و اگر بايد از ديگران كمك گرفت، كتاب‌هاي شيرين و آسان فهم را براي كودكان خود بخوانند.
  • ۳- معلمان مدارس در هنگام نماز، نوجوانان پسر و دختر را به حضور در نمازخانه‌هاي مدارس تشويق كنند و خود پيش از همه به نماز بشتابند.
  • ۴- مسؤولان پرورشي مدارس، نماز را در رأس برنامه‌هاي پرورشي به شمار آورند.
  • ۵- مسؤولان ورزش كشور، محيط ورزش را با يادآوري و اقامه­ی نماز، روح بخشند و در تعيين وقت مسابقات ورزشي، ساعت نماز را فارغ و زمين و زمان را آماده­ی برگزاري نماز كنند.
  • ۶- برنامه ريزان حركت رسانه‌هاي سفري مانند قطار و هواپيما و غير آن، حفظ وقت و امكان نماز مسافران را در برنامه‌ريز‌ها در نظر بگيرند.
  • ۷- ائمه­ی محترم جماعات، مساجد را از هميشه فعال‌تر كنند و آموزش ترجمه و مفهوم و روح نماز را به شكل نوين و جذاب، در برنامه‌هاي خود بگنجانند.
  • ۸- نويسندگان كتب معارف دبيرستان‌ها و دانشگاه‌ها، نماز را از موضوعات مورد بحث آن كتاب­ها قرار دهند و در آن، بحث‌هاي عالمانه و عميق را در اين باره مطرح سازند.
  • ۹- جوانان عزيز، دقائق معدود نماز را فقط براي نماز بگذارند و در طول نماز، تا آن­جا كه مي‌توانند با تمركز و حضور قلب، مايه­ی زندگي بخش ذكر و تضرع را براي جان و دل نيازمند خويش تأمين كنند.
  • ۱۰- همگان، نماز را كه داروي شفابخش روح و مايه­ی صفا و آرامش و نورانيّت است، بر همه­ی كارهاي ديگر مقدم دارند و در هيچ شرايطي خود را از آن محروم نسازند و هرگز به بهانه­ی مشغله و گرفتاري، اين حضور رهائي بخش در محضر آفريدگار رحيم و كريم و عزيز را از دست ندهند.

خداوند فيض نماز را بيش از پيش بر اين ملت مؤمن و نمازگزار، ارزاني فرمايد.

والسلام عليكم و رحمة‌الله

سيد علي خامنه‌اي

۷/۷/۱۳۷۶

نماز

نور رستگاری بر پیشانی زندگی

 

هشتمين اجلاس سراسري نماز

تهران

شهریور ماه ۱۳۷۷

 

بسم الله الرّحمن الرّحيم

نظام اسلامي كه برترين هدفش، پرورش انسان­هاي والا و با فضيلت است، سازندگي فرد و جامعه را از هر دو سو، يعني هم از جسم و هم از جان، هم در عرصه­ی مادّي و هم در ساحت معنوي به پيش مي‌برد، و هر دو بال پرواز و تعالي آدمي را مي‌گشايد و مي‌آرايد.

عبادات و در رأس آنان « نماز » بدين جهت است كه چنين اهميتي مي‌يابد و نماز ستون دين ناميده مي‌شود. نماز آن­گاه كه با توجه و حضور همراه است، نه تنها دل و جان نمازگزار، كه فضاي پيرامون او را نيز لطيف و نوراني و معطر مي‌سازد و به خانه و خانواده و محيط كار و محفل دوستان و مجامع شهروندان و همه­ی فضاهاي زندگي پرتوافشاني مي‌كند.

هر چه نمازگزاران بيشتر متوجّه و خاشع و ذاكر شوند، ظلمات خودخواهي­ها و خودكامگي‌ها و بد دلي­ها و آزمندي­ها و تجاوزگري­ها و حسادت­ها و بدخواهي‌ها كمتر مي‌شود و نور رستگاري بر پيشاني زندگي، بيشتر مي‌درخشد.

ريشه­ی همه­ی تلخ­كامي­هاي بشر در غفلت از خدا و محدود شدن به منافع شخصي است. نماز، آدمي را از اين حصارهاي ظلماني مي‌رهاند و شهوت و غضب او را به سوي حقيقت متعالي و خير همگاني هدايت مي‌‌‌كند.

نماز خاشعانه و سرشار از حال و حضور، بهشتي واقعي، نخست در دل و جان نمازگزار و بتدريج در محيط زندگي مي‌‌آفريند، و صلاح و فلاح را به انسان هديه مي‌كند. از اين رو، در همه­ی اديان الهي، نمازگزاردن، اصلي‌ترين ادب دينداري و آشكارترين و عمومي‌ترين نشانه­ی ايمان است،  كامل­ترين و زيباترين نمازهاست.

يكي از بركات انقلاب اسلامي در سال­هاي اخير آن است كه دل­هاي پرشور و شوقي را به اهميت و والائي فريضه­ی نماز توجه داده و ترويج روزافزون اين پايه­ی اساسي دين را، مركز همّت و تلاش آن ساخته است.

اكنون در سال، هزاران تلاش گران­بها، با اهتمام و كوشش صادقانه­ی آنان، صرف آن مي‌شود كه راه روشن نماز به روی همگان گشوده شود و نمازگزاران بیشتری توفیق نماز با توجه و تذكر بيابند. انواع فعاليت­هاي فرهنگي و هنري و تحقيقي و اجرائي در فهرست طولاني اين تلاش­ها قرار دارند. اين­جانب وظيفه­ی خود مي‌دانم كه از اين تلاشگران مؤمن كه مشتمل بر مسؤولان عالي­رتبه­ی دولتي، و علماي معزّز ديني، و برجستگان فرهنگي و علمي و هنري، و جوانان پرشور و زنان و مردان مؤمن از   بخش­هاي گوناگون اجتماع است، صميمانه سپاسگزاري كنم و به­طور ويژه از روحاني آگاه و دلسوز جناب حجت ‌الإسلام قرائتي كه نيروي عظيمي را در اين راه بسيج كرده‌اند، تشكّر نمايم.

اكنون لازم مي‌دانم تذكراتي را به شما و همه­ی مردم عزيزمان عرض كنم:

•۱-همه­ی آحاد نمازگزار بايد سعي كنند كه نماز را با توجه به معاني كلمات بخوانند، يعني در نماز با خداي عزيز و رحيم سخن بگويند، اين است آن سرچشمه­ی فيضي كه جان نمازگزار را سيراب مي‌كند. البته اين حقيقت نبايد دستاويزي براي نفس بهانه­گير باشد كه اگر توفيق چنين توجه و حضوري نيافت، نماز را ترك كنند. نماز در هر صورت، واجب و فريضه است  و تارك نماز بزرگ­ترين فرصت ارتباط با خداوند سبحان را از دست مي‌دهد.

•۲- لازم است دست‌اندركاران، اوراقي شامل ترجمه­ی نماز در  همه­ی سطوح، فراهم و ميليون­ها نسخه از آن را در همه جا منتشر كنند. به هر كسي بايد اين امكان را بدهيد كه معاني كلمات نماز را بفهمد.

•۳- فصل تازه‌­ئي از اقامه­ی نماز – كه بحمدالله در سطح شهرهاي ديگر كشور تا حدود گسترده‌­ئي صورت گرفته- بايد در  سطح روستاهاي كشور آغاز شود. ترويج صورت و معناي نماز در روستاها را با برنامه‌ريزي وسيع، آغاز كنيد.

•۴-  چه نيكو است كه از همه­ی شهرهایي كه در آن حوزه­ی علميّه و طلاب علوم ديني حضور دارند، در همه­ی شب­هاي جمعه گروه­هایي به روستاها اعزام شوند. شعار اوّل اين پيام رسانان دين و معنويت، بايد اقامه­ی نماز باشد.

•۵-         علماي ديني و فضلائي كه در بخش‌هاي گوناگون دولتي به خدماتي اشتغال دارند، شايسته است كه به عمران معنوي مساجدي كه در آن­ها نماز جماعت اقامه نمي‌شود، بپردازند، امامت در مسجد را نيز وظيفه‌ئي بزرگ بشمرند.

•۶- مأموران بخش‌هاي گوناگون دولتي، توصيه‌ها و دستورهاي وزراي محترم درباره­ی نماز را به­طور جدّي دنبال كنند. همه­ی سطوح و بخش‌ها در اين تلاش مقدس سهيم شوند و سهمي از اجر آن­را نصيب خود كنند.

•۷-  نماز در اغلب موارد در قرآن كريم همراه و همشأن زكات آمده است. فريضه­ی عظيم زكات نيز همانند نماز به مجاهدتي خستگي‌ناپذير و تلاش­گراني صادق و دلسوز نيازمند است. انتظار و اميد آن است كه شما عزيزان در اين ميدان جديد نيز گام نهيد و همه­ی كساني كه مي‌ توانند در ترويج و تبيين و تحقق مسأله­ی مهمّ زكات، خدمتي ارائه كنند. بي‌درنگ دامن همّت به كمر زنند و از خود صدقه­ی جاريه‌یي بر جاي نهند.

از خداوند شكور و رحيم مسئلت مي‌كنم كه خدمات شما را به­نحو شايسته قبول فرمايد و دعاي حضرت ولي‌الله الاعظم ارواحنا فداه را شامل حال شما نمايد.

والسلام عليكم و رحمة‌الله

سيد علي خامنه‌اي

 

نماز

بال پرواز انسان

نهمين اجلاس سراسري نماز

تهران

شهریور ماه ۱۳۷۸

 

بسم الله الرّحمن الرّحيم

اگر چه درباره­ی نماز سخنان گزيده و پر مغز از ائمه­ی معصومين عليهم السلام و نيز از متفكران و صاحب نظران ديني، دل­هاي هدايت پژوه را روشن ساخته و به حقيقت و حكمت اين فريضه­ی بزرگ الهي آشنا كرده است، با اين همه، بايد گفت جايگاه بلند پايه­ی نماز هنوز براي بسياري از مردم حتي آنان كه نماز را فريضه مي‌دانند و به جاي مي‌آورند به درستي شناخته نيست. بي‌شك آگاهان جوامع اسلامي در اين باب وظيفه‌اي سنگين بر عهده دارند و جاي آنست كه همه­ی روش­هاي تبيين و روشنگري براي اداي حق معرفت نماز به كار گرفته شود.

بايد گفت كه نماز معبر اصلي براي سلوك انسان در راهي است كه اديان الهي در برابر آدمي نهاده‌اند تا بتواند از آن به هدف و غايت اصلي حيات يعني رستگاري و خوشبختي دنيا و آخرت دست يابد. نماز اولين قدم سلوك الي الله است ولي ظرفيت اين عامل الهي به اندازه­ايست كه در اوج كمال بشري نيز مي‌تواند بال پرواز انسان عرشي شود، تا آن­جا كه برترين انسان تاريخ، يعني پيامبر گرامي اسلام مي‌فرمايد : نماز نور چشم من است ” و در هنگام فرا رسيدن وقت نماز، از مؤذن خود مي خواهد كه با سردادن بانگ اذان جان او را كامياب و سرشار از راحت و امنيت سازد. شايد بتوان گفت كه هيچ عامل عبادي ديگري اين­گونه در همه­ی مراحل تكامل معنوي انسان براي او كارگشا و نيروبخش و پيش­برنده نيست.

نماز از آن­جا كه اولاً سلامت و تعالي اخلاقي و معنوي به افراد جامعه مي‌بخشد و ثانياً از آن رو كه با شكل و محتواي ويژه خود نمازگزار را به انضباط مي‌كشاند و از بيهودگي و ولنگاري نجات مي‌دهد، به حق بايد يكي از عوامل مهم انضباط و انتظام اجتماعي شناخته شود. اگر نماز با حضور و از سر شوق و در هنگام فضيلت در ميان مردمي رواج پيدا كند، اين­ها دستاوردهاي قطعي آن مردم خواهد بود. بديهي است كه نماز از سركسالت و بي‌حضور و يا خود نمايانه هيچ يك از اين فوائد را نخواهد داشت.

اكنون كه بحمدالله به­همّت شما كمربستگان امر نماز حركت تازه‌اي در جهت كشانده شدن دل­ها به نماز به راه افتاده است، لازم است كه از ظرفيت عظيم اين عطيّه­ی الهي بيشترين بهره برده شود.

جوانان با مضامين و معارف گنجانيده از نماز به درستي آشنا شوند. جا و فضا براي نماز گزاردن در همه­ی مكان­هايي كه مردمي در آن گرد مي‌آيند به شكل شايسته و جذاب آماده گردد؛ هر برنامه­ی مزاحم با نماز در اول وقت از سوي دستگاه­هاي مؤثر مانند مراكز رسانه و فرهنگي و مراكز   جابه­جايي مسافران و مراكز كسب و كار برطرف گردد. آهنگ اذان و لزوماً با صداي خوش در همه­ی اوقات نماز در همه جاي كشور به گوش رسد.

ائمه­ی جماعت و كساني كه در عمل، خود مقتداي ديگرانند، در تحصيل شرائط نماز مقبول مجاهدت بليغ كنند و مانند اصحاب معروف ائمه عليهم السلام در كيفيت و كميت نمازهاي فريضه و نافله سرمشق ديگران باشند؛ و خلاصه نماز را كه ده­ها سال پيش از انقلاب در كشور ما مورد بي‌مهري و تهاجم تبليغات گوناگون قرار گرفته بود در كيفيتي شايسته همگاني كنند.

فضل و توفيق و هدايت الهي و دعاي حضرت ولي‌الله الاعظم ارواحنا فداه را براي شما و همه­ی نمازگزاران مسئلت مي‌كنم.

سيد علي خامنه‌اي

۱۸/۶/۱۳۷۸

 

نماز

طهارت روح

دهمين اجلاس سراسري نماز

همدان

شهریور ماه ۱۳۷۹

 

بسم الله الرّحمن الرّحيم

در ميان خصلت­هاي نكوهيده كه سلامت جان و راحت زندگي را با خطر و مانع مواجه مي‌سازند، تكبّر از پرآفت‌ترين آن­ها است. خود برتربيني و سركشي برخاسته از آن، چه بسيار حقيقت­ها را ناشناخته، و چه راه­هاي فضيلت را ناپيموده مي‌گذارد، و چه كينه‌ها و خصومت­هاي نابحق و چه زشتي­ها و ناهنجاري­ها كه  پديد مي‌آورد. آري تكبّر، حجاب حقيقت و خار راه فضيلت ، و دشمن صفا و صداقت، و انگيزه­ی دشمني و شرارت است. آحاد جامعه‌هاي بشري از آغاز عمر خود تاكنون، ضايعات بي­شماري را از كبر و خودپسندي اقوام و افراد، و سركشي‌ها و تعصبات ناشي از آن، تحمّل كرده‌اند و مي‌‌كنند.

عبادات اسلامي و بيش از همه نماز، براي زدودن اين آفت از جان آدميان، از جمله درمان­هاي مؤثر و كارآمد مي‌باشند.

نماز، آن­گاه كه با حال و حضور و آداب، گزارده شود روح آدمي را به نيازمندي ذاتي وي آشنا مي‌سازد، و ريشه­ی كبر و تفاخر و جبروتِ موهوم را در درونِ او مي‌سوزاند. خشوع در برابر پروردگار، نور بصيرت را بر دل او مي‌تاباند و سايه­ي وهم آلود خودبزرگ بيني را از آن مي‌زدايد.

 فرض الله الايمان تطهيراً من الشرك و الصلاة تنزيهاً عن الكبر… 

چه نيكو است به سخن پيشواي پرهيزگاران و امير مؤمنان عليه­السلام گوش فرا دهيم و ستايش نماز را در سالي كه مزيّن به نام والاي اوست، از بيان ستوده­ی او بشنويم. در نهج‌البلاغه چنين آمده است:  وَ عَن ذالِكَ ما حَرَسَ الله عِبادِه المُؤمِنينَ بِالصَّلواۀِ وَ الزَّكواۀِ وَ مُجاهَدَۀِ الصِّيامِ فِي الأَيّامِ المَفروضاتِ ، تَسكيناً لِأطرافِهِم وَ تَخشيعاً لِأَبصارِهِم وَ تَذلِيلاً لِنُفُوسِهِم وَ اِذهاباً لِلخُيلاءِ عَنهُم …  يعني : خداوند بندگان مؤمن را با نمازها و زكات­ها و روزه­هاي دشوار از كبر و خودبيني محافظت و حراست مي‌كند، به پيكر آنان آرامش مي‌بخشد، به ديدگان آنان فروتني مي‌دهد، نفس آنان را رام مي‌سازد، دل­هاي آنان را افتادگي مي‌آموزد، و خودپسندي را از آنان دور مي­كند.

در كشور اسلامي ما همه­ی آحاد مردم به­ويژه بلند پايگان علمي و اجتماعي و مالي، به اين خصوصيات نيازمندند. بلاي طغيان، و تجاوز، و زورگويي، و زياده طلبي، و تحقير ديگران، و ناديده گرفتن حق صاحبان حق، امروزه بزرگ­ترين آفت جوامع بشري و جامعه­ی جهاني است و علاج اين همه، در اين بيان والاي علوي عليه‌السلام است.

توجّه به اين واقعيت­ها، نقش برجسته­ی نماز و نيايش را در چشم اهل بصيرت و انصاف آشكار مي‌سازد و اهتمام به ترويج و تعريف اين فريضه­ی پر راز و رمز را، بر دوش آگاهان جامعه مي‌نهد.

اين­جانب ضمن سپاسگزاري از شما كه به كار نماز و معرفي و اقامه­ی آن پرداخته‌ايد، بار ديگر بر توصيه‌هائي كه در پيام­هاي گذشته كرده‌ام تأكيد مي ورزم، نسل جوان و نيك نهاد كشور را به قدرداني از فرصت نماز كه فرصت شكفتگي معنوي و پالايش روحي است فرا مي‌خوانم، به مسؤولان فرهنگي و رسانه‌يي و همه­ی مبلغان ديني اهميت ترويج اين فريضه و نقش بي‌همتاي آن در پرورش فضيلت­ها و زدودن فسادها را يادآور مي‌شوم، و از همه­ی خدمتگزاران اين راه، و دلسوزان امر نماز كه با قلم و بيان و مال و آبرو و حضور خود، به اقامه­ی نماز كمك مي‌كنند صميمانه تشكّر مي‌كنم.

اميد است همگي مشمول رحمت الهي و دعاي حضرت بقية الله ارواحنا فداه باشيد.

والسلام عليكم و رحمة الله

سيد علي خامنه‌­اي

۱۹/۶/۱۳۷۹

نماز

ناب­ترین و كامل­ترین نمونه­ی ذكر

يازدهمين اجلاس سراسري نماز

اصفهان

شهریور ماه ۱۳۸۰

بسم الله الرّحمن الرّحيم

انسان كه از سويي گاه مظهر برترين و زيباترين حقايق هستي است، از سوئي ديگر، گاه محل بروز زشتي‌ها و پستي‌هاي بي‌همانند نيز مي‌گردد. اگر در جايي و زماني او را مظهر آگاهي و محبت و فداكاري يا خردمندي و آفرينندگي و پيشرفت در عرصه‌هاي تعالي، يا آيت شوق و شور و اميد مي‌بينيم، در جايي و زماني ديگر او را دچار غفلت و كينه و خودخواهي، يا جهل و عادت و ركود، يا سستي و نوميدي و بدبيني مشاهده مي‌كنيم.

اين عنصر با استعداد، مي‌تواند برترين موجود گيتي تا پست ترين پديده­ی هستي گردد. او مجهز به همه­ی ابزارها و زمينه‌هاي تعالي و تكامل معنوي و مادي، آفريده شده است. سرشت او، نيك و راه نيكي به روي او باز است. خرد و قدرت بر تصميم گيري و انتخاب، دو بال تواناي اويند و رسولان الهي راهنمايان و اميد دهندگان و كمك كنندگان به او.

امّا او با اين حال مي‌تواند تسليم ضعف‌ها و هوس‌ها و خودخواهي‌ها يا جهل‌ها و غفلت‌ها و عادت­هاي خود شود وخود را از همه­ی آن بشارت‌ها و اميدها و معراج ها محروم سازد. اين همان است كه آن را بايد ” فساد‌پذيري انسان ” ناميد و همان است كه در عمر دراز بشريت و نيز در عمر هر يك از آحاد بشر، بزرگ­ترين مصيبت او و خطرناك­ترين تهديد به­شمار رفته است و مي‌رود. براي پيشگيري و نيز درمان اين آفت بزرگ، دين خدا ” ذكر ” را به انسان آموخته است.

ذكر يعني حقيقت را به ياد آوردن، خود را در برابر خدا يافتن، به او گوش سپردن و به او دل دادن. يعني از دل­مشغولي‌هايي كه آدمي را اسير وسوسه­ی هوس‌ها مي‌كند، يا ميل به برتري جوئي و كين­ورزي و آزمندي او را ارضاء مي‌سازد، خود را رها ساختن، يعني او را از جهنمي كه براي خود فراهم كرده است، به بهشت صفا و انس و بهجت و امن بردن. و نماز با تركيب هماهنگ دل و زبان و حركت، ناب­ترين و كامل­ترين نمونه و وسيله­ی ذكر است.

انسان در زندگي شخصي‌اش، گاه بر اثر محنت­ها و شدت‌ها و مصيبت‌ها، و در زندگي جمعي‌اش، گاه با حوادث تحول آفرين مانند حركت عمومي به سوي جهاد يا انفاق يا كمك به نيازمندان، به عامل ذكر نزديك مي‌شود، و گاه با سرگرمي‌هاي هوس آلود و غرق شدن در سرخوشي و اشرافي­گري و عيش بارگي، از آن دور مي‌افتد. عنصري كه مي‌تواند در همه­ی اين احوال او را به بهشت “ذكر ” نزديك يا نزديك­تر كند، نماز است.

نماز در حالات آمادگي روحي، به آدمي عروج و حال و حضور بيشتر مي‌بخشد و در حالات غفلت و ناآمادگي، در گوش او زنگ آماده باش مي‌‌نوازد و او را به آن وادي نوراني نزديك مي‌سازد. لذا نماز در هيچ حالي نبايد ترك شود. در عين شدت و محنت ، در بحبوحه­ی ميدان جهاد، در هنگام فراغ و آسايش، و حتي در ميان محيط لجن آلودي كه انسان با هوس‌ها و كينه‌ها و شهوت ها و خودخواهي‌ها، پيرامون خود پديد آورده است. نماز يك شربت مقوّي و شفابخش است، بايد آن را با دل و جان خود نوشيد و از هر نقطه كه در آن واقع شده‌ايم، يك گام يا يك ميدان به بهشت رضوان نزديك شد.

از اين روست كه نه “حيّ علي الجهاد” و نه “حيّ علي الصّوم” و نه “حيّ علي الأنفاق”، نگفته‌اند، ولي در هر روز بارها سروده‌اند: “حيّ علي الصّلوة”.

در دوران انقلاب و جنگ تحميلي، نماز، ما را در حركتمان مصممّتر و نيرومندتر مي‌‌كرد، و امروز كه خطر غفلت و عيش بارگي و آرزوهاي حقير و تنگ نظرانه و عادت‌ها و روزمرّگي‌ها ما را تهديد مي‌كند، نماز به ما مصونيّت مي‌بخشد و بن بست­هاي پنداري را مي‌شكند و راه ما را روشن و افق را درخشان مي‌سازد. اين تنها برگي از كتاب مناقب نماز است، و همين براي به راه‌ انداختن حركتي جدي­تر از گذشته، مي‌تواند انگيزه‌يي ژرف و كارآمد پديد آورد.

همه بايد در اين حركت بزرگ كه شايسته است جهاد ناميده شود، خود را ملتزم و متعهد بدانند. علماي دين، روشنفكران، هنرمندان، جوانان، پدران و مادران و همسران، دارندگان منبرها و رسانه‌ها، نويسندگان، و بیش از همه، مسؤولان بخش­های حكومتی مانند: وزارت‌هاي آموزش و پرورش، علوم و فنّآوري، ارشاد، صدا و سيما، سازمان‌هاي تبليغاتي ، مراكز توليد سينمايي، پژوهشگاه‌ها، مديراني كه نيروي انساني كلاني در قبضه­ی امر و نهي آن­هايند، مانند : نيروهاي مسلح، وزارتخانه­ها، كارگاه‌ها، دانشگاه‌هاو مدارس، وسائل حمل و نقل و غيره و غيره… اينان هر  يك به گونه‌‌ئي مي‌توانند و مي‌بايد در اين حركت همگاني سهيم گردند و نقش ويژه­ی خود را بگزارند.

اين كار با سهل انگاري و كم همّتي به سرانجام خود نمي‌رسد. از برترين شيوه‌‌ها و فني‌ترين و هنري ترين ابزارها بايد بهره گرفته شود. نمايش نماز جماعت مهجوري، با جمع معدودي، آن­هم از فرسودگان بي‌نشاط، ترويج نماز جماعت نيست. همچنان­كه پخش صداي اذان از رسانه‌هاي صوت و تصوير، كافي نيست. جوان­هاي ما هزاران صف جماعت پرشور و حال در سراسر كشور تشكيل مي‌دهند، مردم زيادي از آنان كه فيلم‌هاي سينمايي در گزارش واقعيت‌هاي زندگي آنان ساخته مي‌شود، اهل نماز و نياز و تهجدند، حنجره‌‌هاي بسياري از روي ايمان و تعبّد در هنگام اذان، صدا به اين سرود معنوي بلند مي‌كنند، گروه­هاي انبوهي در هنگام نماز از كار روزانه دست كشيده، به مسجد رو مي‌آورند، اين­ها مي‌تواند در ساخت­هاي هنري، چهره­ی زيبا و ترغيب كننده­ی اين فريضه­ی نجات بخش را به همه نشان دهد.

در دانشگاه­ها و ديگر مراكز انساني انبوه، مسجد مي‌تواند جايگاه امن و صفا باشد، و امام جماعت، غمگساري و راهنمائي و همدلي را دركنار اقامه­ی‌ نماز، در آن مهبط رحمت و هدايت الهي به نمازگزاران هديه كند. مجامع دانشجويي و دانش آموزي در آن صورت،   جذاب­ترين مركز تجمع خود را مسجد دانشگاه و مدرسه خواهند يافت و پايگاه تقوا، پايگاه فعاليت جوانان خواهد شد.

به مديران آموزش و پرورش و علوم يادآوري مي‌كنم كه سهم مسجد سازي و مسجد پردازي بايد در اعتبارات فعاليت‌هاي فوق برنامه، در رديف اول و بيش از سهم ديگر بخش­هاي اين سر فصل باشد.

هجرت هفتگي روحانيون مستقر در مراكز نظامي و غيره، به روستاهاي همسايه­ی اين مراكز از توصيه‌هاي پيشين من است كه بر آن تأكيد مي‌ورزم. همچنين فراهم ساختن  فضاي مادي و معنوي براي اقامه­ی نماز در بوستان‌ها و گردشگاه­ها و نمايشگاه­ها و امثال آن.

امامان محترم جماعت، اگر خود بر اثر كهولت و غيره نمي‌توانند وظيفه­ی رابطه و انس و راهنمايي را براي نمازگزاران، به­ويژه جوانان فراهم كنند ، در كنار خود فضلاي جوان و پرنشاط را به كار گيرند و آنان را در كار با خود شريك سازند.

نمازهاي جمعه بايد پايگاه جذب و نصيحت و تعليم  باشد. امامان محترم جمعه با كمك برگزاركنندگان مراسم نماز، همه­ی سعي خود را در اين جهت مبذول دارند.

خدا را سپاس كه محيط عمومي كشور، محيط ذكر و نماز و معنويت است، و خدا را سپاس كه خيل عظيمي از مردم ما به­ويژه جوانان، با نماز و نياز، پيوندي روحي و عاطفي و عقلاني دارند. ليكن اين همه بايد گام­هاي نهائي شمرده نشود و بيش از گذشته تلاش عالمانه و مدبّرانه و نازك انديشانه در اين رويكرد به كار رود.

لازم مي‌دانم از همه­ی كساني كه اين راه را دلسوزانه گشوده و پيموده و براي آينده­ی آن برنامه ريزي كرده‌اند صميمانه سپاسگزاري كنم، به­ويژه از روحاني پرهيزگار و پارسا و پرانگيزه جناب حجت‌الإسلام قرائتي كه حقّاً در اين كار بر گردن همه­ی ما حقّي بزرگ دارند.

رحمت خدا و توجّه حضرت بقية‌الله ارواحنا فداه را براي ايشان و همگان مسئلت مي‌كنم.

                                             والسلام عليكم و رحمة الله

سيد علي خامنه‌اي

۱۵/۶/۱۳۸۰

نماز

شربت شفا بخش

دوازدهمين اجلاس سراسري نماز

كرمان

شهریور ماه ۱۳۸۱

بسم الله الرّحمن الرّحيم

اين گردهمايي را كه همه ساله با حضور بلند پايگان علمي و سياسي كشور تشكيل مي‌گردد، بايد يكي از مهم­ترين گردهمايي‌ها  شمرد؛ زيرا موضوع آن نماز است كه برترين فريضه­ی ديني است و مخاطب آن همه­ی آحاد ملت‌اند و از اين رو لازم است كه دست­اندركاران اجرايي ذي­ربط نكاتي را كه در آغاز اين گردهمايي خطاب به آنان تذكر داده مي‌شود صرفاً يك توصيه­ی تشريفاتي نينگارند. در پيام سال گذشته­ی اين­جانب به حاضران اين گردهمايي و ديگران چنين آمده است:

((انسان كه از سويي گاه مظهر برترين و زيباترين حقايق هستي است، از سوئي ديگر، گاه محل بروز زشتي‌ها و پستي‌هاي بي‌همانند نيز مي‌گردد. اگر در جايي و زماني او را مظهر آگاهي و محبت و فداكاري يا خردمندي و آفرينندگي و پيشرفت در عرصه‌هاي تعالي، يا آيت شوق و شور و اميد مي‌بينيم، در جايي و زماني ديگر او را دچار غفلت و كينه و خودخواهي، يا جهل و عادت و ركود، يا سستي و نوميدي و بدبيني مشاهده مي‌كنيم.

اين عنصر با استعداد، مي‌تواند برترين موجود گيتي تا پست ترين پديده­ی هستي گردد. او مجهز به همه­ی ابزارها و زمينه‌هاي تعالي و تكامل معنوي و مادي، آفريده شده است. سرشت او، نيك و راه نيكي به روي او باز است. خرد و قدرت بر تصميم گيري و انتخاب، دو بال تواناي اويند و رسولان الهي راهنمايان و اميد دهندگان و كمك كنندگان به او.

امّا او با اين حال مي‌تواند تسليم ضعف‌ها و هوس‌ها و خودخواهي‌ها يا جهل‌ها و غفلت‌ها و عادت­هاي خود شود وخود را از همه­ی آن بشارت‌ها و اميدها و معراج ها محروم سازد. اين همان است كه آن را بايد ” فساد‌پذيري انسان ” ناميد و همان است كه در عمر دراز بشريت و نيز در عمر هر يك از آحاد بشر، بزرگ­ترين مصيبت او و خطرناك­ترين تهديد به­شمار رفته است و مي‌رود. براي پيشگيري و نيز درمان اين آفت بزرگ، دين خدا ” ذكر ” را به انسان آموخته است.

ذكر يعني حقيقت را به ياد آوردن، خود را در برابر خدا يافتن، به او گوش سپردن و به او دل دادن. يعني از دل­مشغولي‌هايي كه آدمي را اسير وسوسه­ی هوس‌ها مي‌كند، يا ميل به برتري جوئي و كين­ورزي و آزمندي او را ارضاء مي‌سازد، خود را رها ساختن، يعني او را از جهنمي كه براي خود فراهم كرده است، به بهشت صفا و انس و بهجت و امن بردن. و نماز با تركيب هماهنگ دل و زبان و حركت، ناب­ترين و كامل­ترين نمونه و وسيله­ی ذكر است.

انسان در زندگي شخصي‌اش، گاه بر اثر محنت­ها و شدت‌ها و مصيبت‌ها، و در زندگي جمعي‌اش، گاه با حوادث تحول آفرين مانند حركت عمومي به سوي جهاد يا انفاق يا كمك به نيازمندان، به عامل ذكر نزديك مي‌شود، و گاه با سرگرمي‌هاي هوس آلود و غرق شدن در سرخوشي و اشرافي­گري و عيش بارگي، از آن دور مي‌افتد. عنصري كه مي‌تواند در همه­ی اين احوال او را به بهشت “ذكر ” نزديك يا نزديك­تر كند، نماز است.

نماز در حالات آمادگي روحي، به آدمي عروج و حال و حضور بيشتر مي‌بخشد و در حالات غفلت و ناآمادگي، در گوش او زنگ آماده باش مي‌‌نوازد و او را به آن وادي نوراني نزديك مي‌سازد. لذا نماز در هيچ حالي نبايد ترك شود. در عين شدت و محنت ، در بحبوحه­ی ميدان جهاد، در هنگام فراغ و آسايش، و حتي در ميان محيط لجن آلودي كه انسان با هوس‌ها و كينه‌ها و شهوت ها و خودخواهي‌ها، پيرامون خود پديد آورده است. نماز يك شربت مقوّي و شفابخش است، بايد آن را با دل و جان خود نوشيد و از هر نقطه كه در آن واقع شده‌ايم، يك گام يا يك ميدان به بهشت رضوان نزديك شد.

از اين روست كه نه “حيّ علي الجهاد” و نه “حيّ علي الصّوم” و نه “حيّ علي الأنفاق”، نگفته‌اند، ولي در هر روز بارها سروده‌اند: “حيّ علي الصّلوة”.

در دوران انقلاب و جنگ تحميلي، نماز، ما را در حركتمان مصممّتر و نيرومندتر مي‌‌كرد، و امروز كه خطر غفلت و عيش بارگي و آرزوهاي حقير و تنگ نظرانه و عادت‌ها و روزمرّگي‌ها ما را تهديد مي‌كند، نماز به ما مصونيّت مي‌بخشد و بن بست­هاي پنداري را مي‌شكند و راه ما را روشن و افق را درخشان مي‌سازد. اين تنها برگي از كتاب مناقب نماز است، و همين براي به راه‌ انداختن حركتي جدي­تر از گذشته، مي‌تواند انگيزه‌يي ژرف و كارآمد پديد آورد.

همه بايد در اين حركت بزرگ كه شايسته است جهاد ناميده شود، خود را ملتزم و متعهد بدانند. علماي دين، روشنفكران، هنرمندان، جوانان، پدران و مادران و همسران، دارندگان منبرها و رسانه‌ها، نويسندگان، و بیش از همه، مسؤولان بخش­های حكومتی مانند: وزارت‌هاي آموزش و پرورش، علوم و فنّآوري، ارشاد، صدا و سيما، سازمان‌هاي تبليغاتي ، مراكز توليد سينمايي، پژوهشگاه‌ها، مديراني كه نيروي انساني كلاني در قبضه­ی امر و نهي آن­هايند، مانند : نيروهاي مسلح، وزارتخانه­ها، كارگاه‌ها، دانشگاه‌هاو مدارس، وسائل حمل و نقل و غيره و غيره… اينان هر  يك به گونه‌‌ئي مي‌توانند و مي‌بايد در اين حركت همگاني سهيم گردند و نقش ويژه­ی خود را بگزارند.

اين كار با سهل انگاري و كم همّتي به سرانجام خود نمي‌رسد. از برترين شيوه‌‌ها و فني‌ترين و هنري ترين ابزارها بايد بهره گرفته شود. نمايش نماز جماعت مهجوري، با جمع معدودي، آن­هم از فرسودگان بي‌نشاط، ترويج نماز جماعت نيست. همچنان­كه پخش صداي اذان از رسانه‌هاي صوت و تصوير، كافي نيست. جوان­هاي ما هزاران صف جماعت پرشور و حال در سراسر كشور تشكيل مي‌دهند، مردم زيادي از آنان كه فيلم‌هاي سينمايي در گزارش واقعيت‌هاي زندگي آنان ساخته مي‌شود، اهل نماز و نياز و تهجدند، حنجره‌‌هاي بسياري از روي ايمان و تعبّد در هنگام اذان، صدا به اين سرود معنوي بلند مي‌كنند، گروه­هاي انبوهي در هنگام نماز از كار روزانه دست كشيده، به مسجد رو مي‌آورند، اين­ها مي‌تواند در ساخت­هاي هنري، چهره­ی زيبا و ترغيب كننده­ی اين فريضه­ی نجات بخش را به همه نشان دهد.

در دانشگاه­ها و ديگر مراكز انساني انبوه، مسجد مي‌تواند جايگاه امن و صفا باشد، و امام جماعت، غمگساري و راهنمائي و همدلي را دركنار اقامه­ی‌ نماز، در آن مهبط رحمت و هدايت الهي به نمازگزاران هديه كند. مجامع دانشجويي و دانش آموزي در آن صورت،   جذاب­ترين مركز تجمع خود را مسجد دانشگاه و مدرسه خواهند يافت و پايگاه تقوا، پايگاه فعاليت جوانان خواهد شد.

به مديران آموزش و پرورش و علوم يادآوري مي‌كنم كه سهم مسجد سازي و مسجد پردازي بايد در اعتبارات فعاليت‌هاي فوق برنامه، در رديف اول و بيش از سهم ديگر بخش­هاي اين سر فصل باشد.

هجرت هفتگي روحانيون مستقر در مراكز نظامي و غيره، به روستاهاي همسايه­ی اين مراكز از توصيه‌هاي پيشين من است كه بر آن تأكيد مي‌ورزم. همچنين فراهم ساختن  فضاي مادي و معنوي براي اقامه­ی نماز در بوستان‌ها و گردشگاه­ها و نمايشگاه­ها و امثال آن.

امامان محترم جماعت، اگر خود بر اثر كهولت و غيره نمي‌توانند وظيفه­ی رابطه و انس و راهنمايي را براي نمازگزاران، به­ويژه جوانان فراهم كنند ، در كنار خود فضلاي جوان و پرنشاط را به كار گيرند و آنان را در كار با خود شريك سازند.

نمازهاي جمعه بايد پايگاه جذب و نصيحت و تعليم  باشد. امامان محترم جمعه با كمك برگزاركنندگان مراسم نماز، همه­ی سعي خود را در اين جهت مبذول دارند.

خدا را سپاس كه محيط عمومي كشور، محيط ذكر و نماز و معنويت است، و خدا را سپاس كه خيل عظيمي از مردم ما به­ويژه جوانان، با نماز و نياز، پيوندي روحي و عاطفي و عقلاني دارند. ليكن اين همه بايد گام­هاي نهائي شمرده نشود و بيش از گذشته تلاش عالمانه و مدبّرانه و نازك انديشانه در اين رويكرد به كار رود.))

اكنون اين سؤال بسيار جدّي و مهم براي اين­جانب مطرح است، كه مسؤولان اجرايي مخاطب اين مطالبات تا چه حدّ به وظيفه­ی خود عمل كرده‌اند؟. صدا و سيما، آموزش و پرورش، وزارت علوم و ساير مراكز دانشگاهي، وزارت ارشاد اسلامي، سازمان تبليغات اسلامي، مراكز توليد سينمايي،‌ نيروهاي مسلح، مديريت حمل و نقل و مديريت‌هاي شهري و ديگران، چه اندازه وظيفه‌اي را كه در اين پيام از آنان، خواسته شده است به انجام رسانده‌اند؟.

از رياست محترم جمهوري اسلامي و ديگر مسؤولان­عالي رتبه به جدّ  انتظار مي‌رود كه دست­اندركاران را با اين سؤال اساسي مواجه سازند و پاسخ فعّال آنان­را مطالبه كنند.

توفيق همه­ی حضرات را از خداوند متعال مسئلت مي‌كنم.

والسلام عليكم و رحمة‌الله

                                                  سيد علي خامنه‌اي

۱۶/۶/۱۳۸۱

 

 

نماز

راه صلاح و فلاح

سيزدهمين اجلاس سراسري نماز

شهركرد

شهریور ماه ۱۳۸۲

 

بسم الله الرّحمن الرّحيم

اينك پس از دوازده سال از آغاز حركت مبارك اقامه­ی نماز بايد فصل ديگري در اين تلاش و جهاد مبارك آغاز شود. اين فصل مي‌بایست نگاه خود را به برنامه ريزي كوتاه مدّت و ميان مدّت براي دست­يابي به هدف‌هاي تعريف شده‌اي بدوزد كه به­گونه‌اي انبوه و متراكم در خلال توصيه‌ها و دستورالعمل‌هاي تقديم شده در اين مدت، موج مي‌زند. هدف بلند مدّت اقامه­ی نماز در جامعه، صلاح و فلاح همگاني است، ليكن تا رسيدن به آن مقصود والا، هدف ميان مدّت، بر افروختن چراغ نماز در  همه­ی خانه‌ها و در خانه­ی دل­ها است. و هدف كوتاه مدّت، به كارگيري همه­ی ظرفيّت علمي و هنري و تبليغي كشور در اين راه  و سمت و سو دادن به همه­ی آن­گونه تلاش‌ها در اين جهت است.

همچنان­كه براي گزاردن نماز بايد قبله را شناخت و به آن روی آورد، براي لبريز كردن فضاي دنيا و دنياي دل­ها از عطر و جلوه و روح نماز هم قبله‌اي وجود دارد كه بايد آن را يافت و بدان روی كرد. اين قبله همان هدف­هاي والا و نهايي نماز است و روي كردن به آن، پيمودن راه­هايي است كه بدان منتهي مي‌شود، و اين راه­ها در قالب هدف­هاي كوتاه مدّت و ميان مدّت، تعريف شدني است. اكنون بحمدالله با همّت رئيس جمهور محترم،‌ دستگاه­هاي اجرايي ذي­ربط به همكاري در عمل براي اقامه­ی نماز فراخوانده شده‌اند، و از دستگاه­هاي تبليغي به­ويژه صدا و سيما و وزارت­هاي فرهنگي و گردانندگان مراكز جمعيتي، ‌به­طور ويژه در پيام سال­هاي پيش تعهد مسؤولانه خواسته شده است، كار لازم امروز آن است كه هيأت­هايي براي تعيين دقيق مأموريت­هاي اين دستگاه­ها تشكيل شود و بر اثر آن، ‌برنامه زمانبندي شده همه فعاليت­ها و خدماتي كه وظيفه­ی آنان است با شيوه‌اي علمي و واقع بينانه فراهم گردد. و هيأت كارآمد ديگري مأمور پيگيري و نظارت مستمر بر پيشرفت اين فعاليت­ها و خدمات گردد.

براين اساس ،‌گردهمايي سال آينده شما، مجمعي فقط براي سخنراني نيست بلكه عرصه‌اي است كه در آن مي‌بايد هيأت‌هاي مزبور گزارش پيشرفت آن برنامه­ی زمانبندي شده را بدهند و جمع داوري عالي­رتبه‌اي،‌ سهم هر دستگاه را از تشويق و تقدير و يا خداي نخواسته از توبيخ و سرزنش به او بپردازد و بر اساس پيشرفت­ها يا توقف­ها و موانع راه، برنامه­ی جامع را تصحيح يا تكميل كند.

بي‌شك دولت محترم و شخص رئيس محترم جمهور مي‌توانند برترين نقش را در اين فرآيند منطقي و كارساز، ايفا كنند.

توفيقات همگان به­ويژه جناب حجت الإسلام قرائتي را در پيشبرد اين خواسته­ی‌ ارزشمند از خداوند متعال مسئلت مي‌كنم و اميدوارم مشمول ادعيه­ی زاكيه حضرت بقية الله باشند.

                                            والسلام عليكم و رحمة‌الله

                                                 سيدعلي خامنه‌اي

                                                      ۱۴/۶/۸۲

 

 

نماز

برترين امر در  برنامه­ی‌ كلان دولت اسلامي

چهاردهمين اجلاس سراسري نماز

يزد

شهریور ماه ۱۳۸۳

 

بسم الله الرّحمن الرّحيم

پيش از هر سخن ، بايد خداي حكيم عليم را بر توفيقي كه به دست‌اندركاران اين گردهمايي مبارك ارزاني داشته، سپاس گويم و از آنان به­ويژه حجت الإسلام آقاي قرائتي به­خاطر تداوم كار و پيگيري اين مهم، قدرداني كنم. اهتمام به اقامه­ی نماز در شمار برترين مواد در برنامه­ی‌ كلان دولت اسلامي است : الّذين َ‌ اِن مَكَّناهُم فِي الاَرضِ أَقآمــُوا اَلـصَّلوةَ وَ‌آتـَـوا الـزَّكاۀ وَ اَمَرُوا بِالمَعرُوفِ وَ نَهَوا عَنِ المُنكَر

اكنون نوبت محاسبه­ی خويشتن است. بايد به حساب خود در اين وظيفه­ی بزرگ بپردازيم و كاركرد خويش را بيازمائيم. اين اجلاس،‌ بار سنگين اين بررسي را بر دوش گرفته است. اگر چه مي‌توان حجم خدمات را در دستگاه­ها به تقريب، مشخص كرد ولي ارزيابي حقيقي و درست، آن­گاه ميسر مي‌گردد كه نتايج و دستاوردها نيز محاسبه شود. مهم­ترين شاخص در تعيين موفقيت باغبان، كمّيت و كیفیّت ميوه‌ئي است كه در عرصه­ی تلاش و مجاهدت او به دست مي‌آيد.

توصيه­ی مؤكد اين­جانب اين است كه از نيروهاي خلّاق، متفكّر و مولّد در مجموعه­ی پيگير امر نماز، ‌بيشترين بهره‌گيري صورت گيرد. از    توانائي­هاي نرم‌افزاري در زمينه‌هاي: هنر، ادبيات، فيلم و تبليغات حداكثر استفاده برده شود. راهكارهاي برخاسته از توانائي علمي و هنري انتخاب گردد، و همه­ی ظرفيت­هاي فراوان موجود به كار گرفته شود.

ارزيابي مثبت و رضايت انگيز، هنگامي صورت خواهد گرفت كه اين فريضه­ی انسان‌ساز، همچون زلال هميشه جوشان، ‌فضاي زندگي و فضاي دل همگان را به طراوت و اميد و ايمان مزين گرداند.

توفيق همه­ی مسؤولان را در اين راه از خداوند متعال مسئلت مي‌كنم.

                                                سيدعلي خامنه‌اي

دهم شهريور ماه ۱۳۸۳

 

نماز

توجّه به خدا

بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏

در ديدار با

شركت كنندگان در پانزدهمین اجلاس سراسری نماز

تهران

شهریور ماه۱۳۸۵

 

 

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏

برادران عزيز! آقايان محترم! خيلى خوش آمديد. من حقيقتاً وظيفه مى‏دانم كه از جناب آقاى قرائتى و بقيه­ی كسانى كه با ايشان در مسأله­ی مهمّ نماز همكارى كردند: آقايان علماى محترم، ائمه­ی جمعه­ی محترم، مسؤولان بخش­هاى مهم كشور، بعضى از وزرا، بعضى از مديران، تشكر كنم.

مى‏خواهم عرض بكنم كه آن­چه در اين زمينه وقت بگذاريد و تلاش كنيد و از نيروى مادى و معنوى خودتان در امر ترويج نماز استفاده كنيد، زيادى انجام نگرفته است؛ جا دارد. اين­كه به ما گفتند «الصّلوة عمود الّدين»، بايد اين حرف را جدى بگيريم. خيمه­ی دين با نماز برپاست؛ هم در ديندارى و تديّن يك فرد، هم در اقامه­ی يك جامعه­ی دينى و هم در ديندارى يك كشور و يك مجتمع. اگر ما نتوانيم كيفيت تأثير نماز را در اين عرض عريض و وسيع درست تشخيص بدهيم، از كوتاهى ديد ماست. و الّا آن كسى كه فرموده است: «الصّلوة عمود الّدين» و آيات كريمه­ی قرآن كه ناطقِ به اهميّت نماز هستند، آن­ها خوب مى‏دانند كه اين ساز و كار چگونه است و اين نقش چگونه است.

يك وقتى در دوران طاغوت، در بعضى از سلول­هاى زندان­هاى دشوار و هولناكِ آن رژيم كه زنداني­هاى گوناگونى در آن­جا زندانى بودند؛ از جمله  زنداني­هاى مسلمان، با تفكر اسلامى، تا بعضى كه با گرايش­هاى حزبى و ايدئولوژي­هاى گوناگونى كه به­هرحال اسمش اسلامى بود، ما شنيده بوديم – شايد خود من به غير واسطه هم شنيده باشم، از ديگران هم شنيده بودیم كه نقل مى‏كردند – كه بعضى از اين­ها مى‏گفتند: چقدر مى‏گوييد «حیّ علی الصّلوة»، بگوييد «حیّ علی الجهاد». فضاى مبارزه، اين تفكر و اين نگاه را به مسائل به وجود آورده بود كه دائم چسبيده‏ايد به «صلوة» و مرتب مى‏گوييد «حیّ علی الصّلوة، حیّ علی الصّلوة»، خوب بگوييد «حیّ علی الجهاد» و مردم را به جهاد فرا بخوانيد. تجربه‏هاى روزگار نشان داد كه بى‏اعتنايى به نماز، چه بر سر يك انسان مى‏آورد و چه بر سر جهاد انسان­ها مى‏آورد؛ هم جهاد را تعطيل مى‏كند، هم جهت مبارزه را از جهاد بودن خارج مى‏كند و تبديل می­كند به مبارزه­ای براى قدرت، براى هواى نفس. آن چيزى كه مبارزه­ی يك انسان را، چالش يك امّت را، رنگ جهاد و معناى جهاد مى‏بخشد، او همان توجّه به خداست، كه قوامش به نماز است. لذا اولين واجبى كه بر پيغمبر واجب مى‏شود، نماز است؛ اول تبليغى كه براى پيغمبر، خداى متعال معيّن مى‏كند، «و أمر اهلك بالصّلوة» است؛ توصيفى كه خداى متعال در درجه­ی اول براى جامعه­ی موحّد بيان مى‏كند، الّذين َ‌ اِن مَكَّناهُم فِي الاَرضِ أَقآمــُوا اَلـصَّلوةَ است. اين، اهميّت نماز است.

براى حركت در اين ميدان آن­چه كه بيش از همه لازم است، دو چيز است: يكى انگيزه، آن نيروى درونى كه انسان را حركت بدهد و راه ببرد؛ ديگر، آن قطب‏نمايى كه انسان، آن ستاره­ی راهنما را فراموش نكند، جهتش كج نشود. اگر انگيزه نبود، انسان وسط راه مى‏ماند؛ مشكلات زياد است. اقامه­ی جامعه­ی توحيدى، اقامه­ی عدل در ميان بشر، برپا كردن خيمه­ی حقّ در بين اين همه طوفان­هاى اهواى باطل، این­ها كار آسانى نيست؛ انگيزه لازم است. اين انگيزه عبارت است از توجه به خدا؛ «ذكر اللَّه»؛ مدد گرفتن از پروردگار، كار را با حساب خدا انجام دادن؛ و آن قبله‏نما هم عبارت است از توجه به هدف كار و اين­كه ما مقصودمان قدرت نيست، ثروت نيست، هوى‏پرستى نيست، تمنيّات شخصى نيست، ملاحظات گوناگون سياسى نيست؛ هدفمان خداست. اين دوتا خصوصيّت، اين دو عامل مهمّ، يعنى انگيزه و جهت­گيرى هر دو در نماز خلاصه شده. هم براى كسانى كه بخش قابل توجهى از اين مسؤوليت را بر دوش دارند، هم براى مردمان متوسط، هم براى عموم افراد جامعه، اين لازم است.

البته كسانى كه مسؤوليت­هاي­شان سنگين­تر است، آن­ها بيشتر احتياج دارند؛ آن­ها نيازشان به هر دو بيشتر است؛ هم به انگيزه، هم به جهت‏يابى و دقت در جهت­گيرى. لذا اين‏كه خداوند به پيغمبر مى‏فرمايد: «قُمِ اللَّيلَ اِلّا قَليلاً  نِصفَه ُاَوِ نقُص مِنهُ قَليلاً اَو زِد عَليهِ وَ رَتِّل القُرآنَ تَرتيلاً»؛ شب را به ذكر خدا بگذران، بخش مهمى از شب را نماز بخوان، با خدا متصل شو. چرا؟ زيرا: «اِنّا سَنُلقى عَلَيكَ قَولاً ثَقيلاً»؛ كار سنگينى متوجه به توست؛ خطاب سنگينى متوجه به توست؛ خودت را آماده كن، براى اين است. بنابراين، ماها بيشتر احتياج داريم، ديگرِ مردم هم به نسبت در درجات مختلف به نماز احتياج دارند. نماز اهميتش اين است.

و در نماز آن­چه كه مهم است و بايد روى آن تكيه كرد بعد از ترويج اصل نماز – كه همه را بايد نمازخوان كرد و همه نمازخوان بشوند – عبارت است از توجهِ در نماز. همان چيزى كه «حضور قلب» به آن گفته مى‏شود.

این حضور قلب و توجه، كارى است كه به تمرين احتياج دارد. كسانى كه اين كارها را كرده‏اند و بلدند، به ما ياد مى‏دهند كه انسان بايد در حال نماز، خود را در حضور يك مخاطب عالى‏شأن و عالى‏مقام كه خالق هستى است و مالك همه­ی وجود انسان است، احساس كند. هر مقدار از نماز كه توانست اين حالت را داشته باشد، به تعبير روايات اين نماز، نمازِ مقبول است، آن خاصيّت و اثر را خواهد بخشيد. و ديگر آثار نماز – كه نمى‏شود آثار نماز را در چند جمله يا در چند فقره­ی كوتاه خلاصه كرد – بر اين مترتب مى‏شود.

البته مقدمه­ی اول و لازم اين است كه ما همه­ی جوان­ها و همه­ی مردممان را با نماز آشنا كنيم و اهميّت نماز را براى اين­ها شرح بدهيم. اين كار، متصدى لازم دارد و بحمداللَّه شماها اين را به عهده گرفته‏ايد و متصدى اين كار شده‏ايد. حقيقتاً دستگاه­هاى مختلف بايستى در اين زمينه كار و تلاش كنند. اين، مهمّ است؛ اين، فقط اين نيست كه ما يك آدم غافل را، يا بى‏نماز را به نماز مى‏كشانيم؛ اين معنايش اين است كه ما داريم پايه‏هاى يك حركت عظيم جهانى را كه نظام جمهورى اسلامى؛ ستون مستحكم آن است، در ميان انسان­ها استوار مى‏كنيم. انسان­ها وقتى دلشان با نماز انس گرفت و از طريق نماز با خداى متعال مأنوس و آشنا شدند، به طور طبيعى گناهان از آن­ها دور مى‏شود؛ دل­هاي­این­ها نسبت به گناه حساس مى‏شود و آن حالت تقوايى كه در شرع مقدس قوامِ ديندارى است، بتدريج در انسان حاصل مى‏شود. مسأله­ی نماز، اين است. لذا ما اولاً از همه­ی دوستان به خصوص از شخص آقاى قرائتى كه واقعاً ایشان تلاش مجدّانه‏اى و مخلصانه‏اى در اين راه انجام دادند و كسانى كه با ايشان همكارى كردند، صميمانه تشكّر مى‏كنيم. ثانياً تأكيد مى‏كنيم اين كار را نيمه‏كاره نگذاريد؛ ميان راه خسته نشويد. اين، براى هميشه است؛ اين، كارى است كه به طور مستمر بايد ادامه داشته باشد؛ مثل خود نماز كه تعطيل‏بردار نيست، توقف نمى‏پذيرد؛ چون غفلت انسان موجبات فراوانى دارد و خيلى چيزها انسان را غافل مى‏كند. براى اين­كه با اين غفلت مبارزه بشود، این نماز لازم است؛ صبح، نماز؛ ظهر، نماز؛ شب، نماز؛ نافله، فريضه. مثل خود نماز كه تعطيل‏بردار نيست این حركت هم تعطیل بردار نیست. به اهميت نماز، به تأثير نماز، به شرائط معنوى نماز بايد مردم را آشنا كرد و از همه­ی ابزارهاى مفيد تبليغ بايستى در اين راه استفاده كرد.

يك جمله عرض بكنيم راجع به اين حرفى كه از قول پاپ نقل شده است؛ كه دنياى اسلام بحقّ در مقابل اين حرف عكس‏العمل نشان داد. دو جهت دارد؛ دو جنبه دارد اين اظهار نظرى كه صادر شده است از يك شخصيّتِ روحانى مسيحى درباره­ی اسلام با يك ميليارد و نيم انسانِ متديّنِ به اسلام و با ميليون­ها كتابِ نوشته‏شده درباره­ی اسلام، از دو جنبه قابل توجه است:

جنبه­ی اوّل كه بيشتر هم امروز در دنياى اسلام و در اين چند روز به آن توجّه شده، مسأله­ی تهمتى است كه به اسلام متوجّه شده است و اين ايراد و اين تهمت، ظلم به اسلام و بى‏انصافى درباره­ی اسلام است. اسلام را متّهم كردن به اين­كه از عقلانيّت جداست و نسبت به عقل بى‏اعتناست، همان‏قدر ظالمانه است كه انكارِ يك امر بديهى؛ انكار منافع خورشيد ، انكار نور خورشيد!.

در كدام كتاب آسمانى اين همه مخاطبان امر شده‏اند به تفكّر، به تعقّل؛ «لَعَلَّكُم تَتَفَكَّرون»، «لَعَلَّكُم تَعقِلون»؛ به تدبّر در آيات تكوينى الهى.

در كدام كتاب آسمانى در اولين خطاب به علم، به قلم، به تعليم، توجّه شده است و اهميّت داده شده است. و امروز اگر دنياى غرب در كار علم و پيشرفت علمى موفقيّتى دارد، كدام مورّخ و مطلّعِ با انصافى است كه تصديق نكند كه اين را از دنياى اسلام گرفته است. قرون وسطى‏ كه قرون تاريكى و ظلمت و سياهى دنياى غرب و اروپا بود، دوران شكوفايى علم و تعقّل و انديشه و فلسفه و ابن‏سيناها و فارابى‏ها و افرادى اين‏چنين، در دنياى اسلام است.

مسأله­ی جهاد اسلام را هم نفهميدن و بد معرفى كردن، این هم یك بى‏انصافى ديگر است. جهاد اسلام براى تحميل عقيده نيست؛ براى   مبارزه­ی با كسانى است كه انسان­ها را به بردگى مى‏كشند. جهاد اسلام جنگ با ملت­ها نيست؛ جنگ با قدرت­هاى ستمگر و ظالم است. اين، تاريخ اسلام است؛ اين، عملكرد پيشوايان اسلام است؛ اين، توصيه­ی پيشوايان اسلام است. اميرالمؤمنين (عليه‏الصّلوةوالسّلام) در خطاب و فرمان خود به مالك‏اشتر اين جمله­ی جاودانه و فراموش‏نشدنى را دارند كه مى‏فرمايند: كسانى كه تو با اين­ها در آن­جا مواجه مى‏شوى، يا با تو از لحاظ عقيده يكسانند، يا « و امّا شريك لك فى الخلق»؛ يا در انسان بودن با تو شريك هستند. ملاك این­ها است. حتى كسانى كه از لحاظ عقيده با تو همراه نيستند، ولى انسانند، با انسان برخورد تكريم‏آميز بايد داشت. «لا يَنهاكُمُ اللَّه عَنِ الّذينَ لَم يُقاتِلوكُم فى الدّين وَ لَم يُخرِجُوكُم عَن دِيارِكُم اَن تَبَرّؤُهُم وَ تُقسِطوا اِلَيهِم اِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ المُقسِطين» – اين دستور قرآن است – با كفار، با كسانى كه با شما هم­عقيده نيستند، اما به شما تجاوز نكردند؛ تعرض نكردند؛ تعدى نكردند؛ با شما ظالمانه برخورد نمى‏كنند، به اين­ها اعمال قسط كنيد؛ نيكى كنيد. «و ان تبرّوهم»؛ به آن­ها نيكى كنيد. دستور اسلام اين است. چطور كسى اين را نفهمد و جهاد اسلامى را كه مبارزه­ی آزادى‏بخش ملت­هاست؛ مبارزه­ی رها كردن ملت­ها از چنگال قدرت­هاى ستمگر ظالم است، اين را اين‏طور تفسير كند، كه متأسفانه در اين بيانات تفسير شده و متعلق به امروز هم البته نيست؛ قرن­ها روحانيون اروپايى اين حرف­ها را نسبت به اسلام مى‏گفتند و ما در دوران­هاى اخير تصوّرمان اين بود كه اين حرف­ها تمام شده ، روشنگرىِ حقيقت، كار خودش را كرده است؛ اما انسان متأسفانه باز مى‏بيند كه از اين حرف­ها بر زبان­هايى كه نبايد جارى شود، جارى مى‏شود.

لكن جنبه­ی دوم قضيه، به نظر من از جنبه­ی اول مهمّ­تر است و آن، سياست­هاى پشت‏پرده­ی اين­گونه بيانات است، كه مسأله را براى ما روشن مى‏كند. مسأله­ی بحران‏آفرينى مذهبى در دنيا، قرار دادن اصحاب اديان مختلف و مذاهب مختلف در مقابل هم، جلوگيرى از همكارى ملت­هايى كه داراى عقايد مختلفند، ايجاد جنگ، ايجاد درگيرى و ايجاد بحران، كه اين خواست قدرت­هايى است كه ادامه­ی حيات­شان منوط به بحران‏آفرينى است؛ بايد بحران‏آفرينى كنند تا بتوانند مقاصد خبيث خودشان را در ميان جامعه­ی بين‏المللى دنبال بكنند. من از اين نگرانم كه پشت سر اين بيانات، بدبينى مسلمانان و مسيحيان نسبت به يكديگر، كينه‏ورزى ملت­هاى مسيحى و مسلمان با يكديگر، زشت كردن چهره­ی مسلمين – به­خصوص در كشورهايى كه در آن­جا در اقليتند؛ مثل كشورهاى اروپايى و امريكا – ايجاد بهانه‏هايى براى سركوب جوامع مسلمان در اين كشورها با اتهام واهى تروريست و امثال اين­ها فراهم شود. آن­چه كه پشت سرِ اين قضيه هست، اين‏جور سياست­هاست؛ اين را بايد توجه داشت. و گمان مى‏كنم خود پاپ هم در اين زمينه فريب خورده و توجه نكرده كه پشت سر اين حرف چيست و آن كسانى كه وادار مى‏كنند؛ زمينه‏سازى مى‏كنند براى بيان اين حرف­ها، آن­ها چه مقاصدى دارند؟.

چند سال قبل يكى از رؤساى اروپايى آمده بود تهران و در ملاقات با من، با يك تعبيرى، اشاره‏اى كرد از جنگ مسيحى و مسلمان. من در مخاطبه­ی با او اظهار تعجّب كردم و گفتم مگر بناست جنگى بين مسلمانان و مسيحى‏ها بشود؟! گفتم مسلمان­ها انگيزه­ی جنگيدن با مسيحيان را ندارند. در اين صدسال اخير هم – شايد هم بيشتر – هر چه جنگ در دنيا – جنگ­هاى بزرگ – اتفاق افتاده است، جنگِ بين خود مسيحى‏ها بوده است؛ جنگ اوّل جهانى، جنگ دوّم جهانى، جنگ­هاى فرانسه و آلمان؛ اسم آوردم و به او گفتم كه اين جنگ­ها بين دولت­هاى مسيحى بوده و بين مسيحيان و مسلمانان نبوده است. آن وقت، تعجّب كردم از اين كه چرا اين حرف را مطرح كرد. بعد از چندى اين ماجراى برج­هاى نيويورك اتفاق افتاد و اظهار نظر رئيس‏جمهور امريكا كه: جنگ صليبى شروع شده است! اين شخصى كه مورد بحث ماست – كه با من صحبت مى‏كرد – يكى از كسانِ اصلى‏اى بود كه پس از بيانات جورج بوش در پروژه­ی امريكايى – صهيونيستىِ حمله­ی به عراق، دخالت مستقيم داشت. من آن­جا توجّه كردم كه اين حرفى كه با من در اين­جا مطرح شده بود، این مسبوقِ به يك مذاكره، به يك گفت­وگو، به يك قرار در بين سران استكبار جهانى بوده است. آن كسانى كه حلقه­ی توطئه­ی امريكايى – صهيونيستى را در مورد خاورميانه تشكيل داده بودند، كه قدم اوّلشان هم حمله­ی به عراق بود. آن­جا معناى آن حرف، براى من آشكار شد؛ جنگ صليبى! جنگ مسلمانان و مسيحيان! البته موفق نشدند.

از آن روز تا امروز تلاش­هاى زيادى كردند. ماجراى كاريكاتورهاى اهانت‏آميز در همين سلسله است. ماجراى اظهارات اهانت‏آميز بعضى از سياستمداران و مطبوعاتي­ها نسبت به اسلام و مسلمين در امريكا و اروپا از همين مقوله است. اين هم آخرين حلقه­ی اين سلسله است تا امروز، كه متأسّفانه اين دفعه از زبان پاپ، از زبان يك روحانى مسيحى، صادر مى‏شود. از بوش، ما خلاف توقعمان نمى‏شود؛ چون بوش همين است. رئيس‏جمهور امريكا، يعنى عنصرى كه براى قدرت­ها، كارتل­ها و تراست­هاى غارتگر جهانى كار مى‏كند و به وسيله­ی آن­ها انتخاب شده است و دستش در كارهاى آن­هاست. انسان از او تعجب نمى‏كند؛ اما از يك مقام روحانى، خيلى تعجب‏آور است؛ خيلى مايه­ی تأسّف است كه يك مقام روحانىِ ارشد در عالَم مسيحيّت وسيله‏اى بشود براى آن چيزى كه سياست عمده­ی مستكبران و قدرتمندان و تجّار زر و زور در سطح دنياست! وسيله‏اى بشود براى سياست عمده­ی به غارت برندگان ثروت­هاى ملى و بحران‏سازها و براى آن چيزى كه هدف آن­هاست. مسلمان­ها بايد به اين توجّه كنند.

آن كسانى كه در قبال اين اظهار نظر غيرمنصفانه موضع مى‏گيرند، توجّه كنند كه جهت حمله و حركت آن­ها چه كسى بايد باشد. آن كسى كه اين حركت را در دنيا راه مى‏اندازد و انگيزه دارد و منتفع و ذى‏نفع در اين حركت هست، پاپ و امثال پاپ نيستند، آن­ها قدرت­هاى جهانى و صهيونيست­ها و امريكا هستند. در اين قضيه هم شيطان بزرگ است كه دارد در پشت پرده، نقش‏آفرينى مى‏كند.

ان‏شاءاللَّه اميدواريم كه خداوند همه­ی ما را حمايت كند؛ هدايت كند؛ دستگيرى كند و بتوانيم در آن­چه كه وظيفه­ی ماست، بصير و هوشيار و كوشا ان‏شاءاللَّه حركت كنيم؛ و كيدِ دشمنان اسلام و مسلمين را خداوند به خودشان برگرداند. ‏

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‏

۲۷/۶/۱۳۸۵‏


نماز

نیاز آدمي

شانزدهمين اجلاس سراسري نماز

اراك

شهریور ماه ۱۳۸۶
بسم الله الرّحمن الرّحيم

برپایی اجلاس نماز را گرامی می­دارم و از ایزد دانا و شنوا درخواست   می­كنم كه آن­را كانونی گرمابخش و چراغی روشنگر برای دل­های پاك و با صفای جوانان ما بگرداند و نوای گوش­نواز نیایش را در پهنه­ی كشور ما بگستراند.

نماز، نیاز آدمی است. ماگرفتاران تخته بند زندگی مادّی، به دریچه­ای كه هوای پاك آزادی را از عالَم معنا به ما برساند و دل را از آلودگی و    بی­خبری برهاند نیازمندیم. بدون این پنجره­ی روشنی، و طراوت، نهاد آدمی درخشندگی گوهر خویش را از دست می­دهد و دل، رنگ و بو و سرشت گِل می­گیرد.

اگر نماز را آن­گونه كه هست بشناسیم، خدا را بر این هدیه­ی بزرگ كه پیامبرانش به ما داده­اند، هزاران بار سپاس خواهیم گفت.

شما برپا دارندگان این گردهمایی كه كوشش ارجمندتان پوشیده نیست، همّت خویش را بر آن بگمارید كه نماز را به درستی بشناسانید. این از هر بخشنامه و دستوری و فرمانی كارسازتر است. دل­ها با جویایی معنویت سرشته شده­اند، شما این راه راست، این داروی معجزه­گر، و این پنجره­ی دل­گشا را به آنان نشان دهید. این است آن­چه­ نماز را همگانی و آن را با حال و حضور و شور و شیدایی همراه می­سازد، و این سخنان والا را معنی می­كند، كه :

الصّلاةُ مِعراجُ المُؤمِن  – نماز اوجگیری مؤمن است.

الصّلاةُ خَیرُ مُوضُوعٍ مَن شَاءَ اِستَقَلّ وَ مَن شَاءَ اِستَكثَرَ

نماز بهترین نهاده­ی دین است ، هركه خواهد كم ، و هركه خواهد بیش، بهره از آن می­گیرد.

و برای این كار بزرگ، ناگزیر باید هم خِرد و هم هنر و هم انگیزه، به كار گرفته شود.

از خداوند متعال توفیق روز افزون برای همه­ی شما مسألت می­كنم.

والسّلام علیكم و رحمةالله

سید علی خامنه­ای

۱۴/ شهریور/ ۱۳۸۶

هفدهمین اجلاس سراسری نماز

بسم‏ اللَّه‏ الرّحمن‏ الرّحيم‏

اولاً قلباً و عميقاً تشكر ميكنم از برادران و خواهران عزيزى كه متصدى امر ترويج نماز هستند. در همه جا اين خوب است و ارزشمند است؛ بخصوص در دانشگاه‏ها. و از خداى متعال درخواست ميكنم كه به شما و به جناب آقاى قرائتى و همين طور ديگر دست‏اندركاران اين كار بزرگ كه اين همت را كردند – اين شجره‏ى طيبه را ايشان در زمين كاشتند و بحمداللَّه امروز برگ و بار خوبى دارد – توفيق بدهد، طول عمر بدهد كه ان‏شاءاللَّه ايشان بتوانند كار را دنبال كنند.

اهميت كار اقامه‏ى نماز و ترويج نماز، ناشى است از اهميت خود نماز. وقتى ما مى‏بينيم در شرع مقدس اسلام اين همه راجع به نماز – چه در قرآن، چه در كلمات نبى مكرم، چه در فرمايشات معصومين – ترغيب و تشويق و اهتمام نشان داده شده، كشف ميكنيم كه اين نماز در بين مجموعه‏ى داروهاى درمانگرِ بيمارى‏هاى جسمى و روحى و فردى و اجتماعى انسان، آن عنصر اصلى يا يكى از اصلى‏ترين عناصر است. همه‏ى واجبات شرعى، اجتناب از همه‏ى محرمات، تشكيل دهنده‏ى مجموعه‏اى است از داروى تجويز شده‏ى از سوى پروردگار براى تقويت بنيه‏ى روحى و اصلاح امور دنيا و آخرت انسان – اصلاح جامعه، اصلاح فرد – منتها در اين مجموعه بعضى از عناصر كليدى هستند كه شايد بشود گفت نماز كليدى‏ترينِ اين عناصر است. «الّذين ان مكّنّاهم فى الارض اقاموا الصّلوة».(۱) مؤمنان، مجاهدان راه خدا، ايثارگران طريق تحكيم معارف الهى اين جورى‏اند كه وقتى «ان مكّنّاهم فى الارض»؛ وقتى ما اينها را در زمين متمكن كرديم، قدرت را به اينها سپرديم، خيلى كارها بايد انجام بدهند: استقرار عدالت، ايجاد چه، چه، اما اولْ‏چيزى كه وجود دارد: «اقاموا الصّلوة»؛ نماز را اقامه ميكنند. چه رازى است در اين نماز كه اقامه‏ى آن اينقدر مهم است؟

درباره‏ى نماز خيلى بحث شده است. هر انسانى در درون خود يك نفس سركش دارد، يك پيل مست كه اگر مراقبش بوديد، با چكش مرتب بر سر او كوبيديد، او شما را به هلاكت نخواهد انداخت؛ رفتار او كنترل خواهد شد و همين نفس انسانى مايه‏ى پيشرفت شما خواهد شد. نفس، مجموعه‏ى غرائز انسانى است كه اگر اين غرائز درست كنترل شوند، در راه صحيح به كار گرفته شوند، درست اعمال شوند، انسان را به اوج كمال خواهند رساند. اشكال اين است كه مستى ميكنند. بايستى يك كنترل كننده‏اى وجود داشته باشد. اگر ظلم در دنيا هست، ناشى از بدمستى غرائز و نفسانيات يك يا چند نفر يا يك مجموعه است؛ اگر فحشاء در دنيا هست، همين جور؛ اگر اهانت به انسان و پامال كردن كرامت انسان در دنيا وجود دارد، همين جور؛ اگر فقر در دنيا هست، بخش عظيمى از جامعه‏ى بشرى دچار محروميت از نعم الهى بر روى زمينند، به خاطر همين است. نفسانياتِ مجموعه‏ى ستمگر، ظلم را به وجود مى‏آورد. مجموعه‏ى مستكبر، استضعاف را به وجود مى‏آورد. مجموعه‏ى تمامت‏خواه و فزونى‏طلب و بى‏رحم، فقر را به وجود مى‏آورد، گرسنگى را به وجود مى‏آورد. اين نفسانيات است كه اين همه مفاسد در عالم از اولِ تاريخ تا امروز وجود داشته و هرچه انسان در به كارگيرىِ توانائى‏هاى گوناگونى كه خدا در او به وديعت گذاشته، جلوتر رفته، اين كمتر نشده، بيشتر شده؛ «چو دزدى با چراغ آيد گزيده‏تر برد كالا».(۲) آن ظالمى كه بمب اتم دارد، فرق ميكند با آن ظالمى كه فقط با شمشير ميجنگد. اين نفسانيات براى انسانها خطرناك‏تر شده‏اند.

يك چنين چيزى در وجود انسانها هست. همه‏ى انسانها مبتلا به اين پيل مست در درون وجود خودشان هستند كه بايد اين را مهار كنند. اين مهار با ذكر خداست؛ با ياد خداست؛ با پناه بردن به خداست؛ با احساس نياز به پروردگار است؛ با احساس حقارت خود در مقابل عظمت الهى است؛ با احساس زشتى‏هاى خود در مقابل جمال مطلق حق متعال است. اينها همه‏اش ناشى از ذكر است. انسانى كه باتقواست، يعنى مراقب خودش هست و متذكر هست، منشأ شر و ظلم و فساد و طغيان و بدى به اين و آن نميشود. آن ذكر الهى مرتب دارد او را نهى ميكند؛ مرتب دارد او را باز ميدارد: «الصّلوة تنهى». «تنهى» يعنى نهى ميكند، نه اينكه دست و پاى انسان را ميبندد؛ غرائز را از كار مى‏اندازد. بعضى خيال ميكنند «الصّلوة تنهى عن الفحشاء و المنكر»،(۳) معنايش اين است كه اگر نماز خواندى، ديگر فحشا و منكر از بين خواهد رفت؛ نه، معنايش اين است كه وقتى نماز ميخوانى، آن واعظ درونىِ تو كه با نماز جان گرفته، او مرتب به تو از بدىِ فحشاء و منكر ميگويد. و گفتن و تكرار كردن و بر دل فرو خواندن، طبعاً اثر دارد و دل را خاضع و خاشع ميكند. لذاست مى‏بينيد نماز تكرار بايد شود. روزه، سالى يك بار؛ حج، عمرى يك بار؛ نماز، هر روز چند بار بايد تكرار شود. اهميت نماز اينجاست.

اگر نماز خوانديم، از درون انسان، از دل انسان بگيريد تا سطح جامعه و تا سطح حاكميت بر جامعه – هرچه اين جامعه بزرگ باشد – به بركت نماز امان پيدا ميكند، امنيت پيدا ميكند. دل انسان امنيت پيدا ميكند، جسم انسان امنيت پيدا ميكند، جامعه‏ى انسان امنيت پيدا ميكند. نماز خاصيتش اين است؛ اقامه‏ى صلاة در جامعه اين است. اينى كه اين همه تأكيد شده، كار شما اين است؛ شما ستادهاى اقامه‏ى نماز و ستادهاى ترويج نماز در هر نقطه‏اى از نقاط كشور، در هر قشرى از اقشار و مهمتر از همه در مجموعه‏ى جوانان نخبه و دانشجو. اين معنايش كشاندن جامعه به اين حالت ذكر همگانى است. همگان متذكر باشند؛ كوچك، بزرگ، زن، مرد، مسئول دولتى، غير مسئول دولتى، شخصى كه براى خودش كار ميكند، شخصى كه براى يك جماعتى كار ميكند، اينها وقتى متذكر پروردگار بودند، كارها سامان پيدا ميكند. بيشترِ گناهان ما از غفلت سر ميزند. اين نماز به طور دائم تكرار ميشود.
در اين زمينه‏ها حرف زياد زده‏اند، ما هم بارها عرض كرده‏ايم؛ نماز جسمى دارد و روحى. به اين بايد توجه بشود. يعنى تك تك ما، خود من و ديگران بايد به اين توجه كنيم. نماز قالبى دارد و مضمونى؛ جسمى دارد و روحى. مواظب باشيم جسم نماز از روح نماز خالى نماند. نميگوئيم جسم بى‏روح نماز هيچ اثرى ندارد؛ چرا، بالاخره يك اثركى دارد؛ اما آن نمازى كه اسلام و قرآن و شرع و پيغمبر و ائمه (عليهم‏السّلام) اين همه روى آن تأكيد كردند، نمازى است كه جسم و روحش هر دو كامل باشد. اين جسم هم متناسب با همان روح فراهم شده؛ قرائت دارد، ركوع دارد، سجود دارد، به خاك افتادن دارد، دست بلند كردن دارد، بلند حرف زدن دارد، آهسته حرف زدن دارد. اين تنوع براى پوشش دادن به همه‏ى آن نيازهائى است كه به وسيله‏ى نماز بايستى برآورده شود كه هر كدام رازى در جاى خود دارد و مجموعه‏ى اينها، قالب و شكل نماز را به وجود مى‏آورد. اين شكل خيلى مهم است، ليكن روح اين نماز توجه است؛ توجه. بدانيم چه كار داريم ميكنيم. نماز بى‏توجه – همان طور كه عرض كردم – اثرش كم است.

شما از يك تكه الماس چند قيراطىِ خيلى ارزشمند دو جور ميتوانيد استفاده كنيد. يك جور اين است كه مثل يك الماس، مثل يك سنگ قيمتى از آن استفاده كنيد، يكى هم اين است كه آن را به عنوان سنگ ترازو به كار ببريد و به جاى سنگ چند گرمى تو ترازو بگذاريد و در مقابلش مثلاً فلفل يا زردچوبه بكشيد! اين هم استفاده‏ى از الماس است؛ اما چه جور استفاده‏اى؟! اين مثل تضييع الماس است. البته باز هم با شكستن الماس فرق دارد؛ باز هم همين‏قدر، شكستن از او بدتر است؛ اما استفاده‏ى از الماس هم اين نيست كه آدم او را سنگ ترازو قرار بدهد و با او فلفل و زردچوبه وزن كند. با نماز مثل الماسى كه سنگ ترازو كرده‏ايم، نبايد رفتار كنيم. نماز خيلى ذى‏قيمت است.

يك وقت انسان نماز ميخواند، مثل بقيه‏ى عادات روزانه؛ مسواك ميزنيم – فرض بفرمائيد – ورزش ميكنيم، همين جور نماز هم ميخوانيم در وقت. يك وقت نه، انسان نماز ميخواند، با اين احساس كه ميخواهد حضور در محضر پروردگار پيدا كند. اين يك جور ديگر است. ما هميشه در محضر پروردگاريم؛ خواب باشيم، بيدار باشيم، غافل باشيم، ذاكر باشيم. ليكن يك وقت هست كه شما وضو ميگيريد، تطهير ميكنيد، خودتان را آماده ميكنيد، با طهارت جسم، با طهارت لباس، با طهارت معنوىِ ناشى از وضو و غسل ميرويد خدمت پروردگار عالم. ما در نماز بايد يك چنين احساسى داشته باشيم. رفتيم خدمت پروردگار، عرض كرديم؛ با اين حال وارد نماز بايد شد؛ خود را در مقابل خدا بايد احساس كرد؛ مخاطب بايد داشت در نماز. والّا صرف اينكه يك امواجى را كه ناشى از كلمات و حروف هست، در فضا منتشر كنيم، اين آن چيزى نيست كه از ما خواسته شده. ميشود همينطور گفت: «الحمد للَّه ربّ العالمين. الرّحمن الرّحيم. مالك يوم الدين …» و امواجش را منتشر كنيم. همين را ميشود با قرائت خوب هم خواند، اما بى‏توجه، كه باز هم همان منتشر كردن امواج صوتى است در هوا. اين، آن چيزى نيست كه از ما خواسته شده. از ما خواسته شده كه در حال نماز دلمان را ببريم به پيشگاه پروردگار؛ از دلمان حرف بزنيم، با دلمان حرف بزنيم؛ اينها مهم است. اين را در وضع ترويج نماز، در نمازى كه خود ما ميخوانيم، نمازى كه به ديگران تعليم ميدهيم، اين نكته‏ى روح نماز را بايد توجه كنيم.

البته اين روح بدون جسم هم به دست نمى‏آيد. اينكه انسان خيال كند اگر اين است، مى‏نشينم صد بار ذكر ميگويم و مثلاً نماز ديگر نميخوانم، نه. همين جور كه عرض كرديم، آن جسم، آن كالبد، با توجه به نيازهاى تأمين‏شونده‏ى به وسيله‏ى اين روح تنظيم شده است. لذا ببينيد در روايات براى حالات مختلف نماز يك خصوصياتى را گذاشتند؛ واجب نيست، مستحب است. در وقت ايستادن به كجا نگاه كنيد؛ در وقت سجده كردن به كجا نگاه كنيد؛ در وقت ركوع، بعضى از روايات دارد، چشمتان را ببنديد؛ بعضى روايات دارد به جلو نگاه كنيد؛ اين خصوصيات همه كمك ميكند به آن حالت حضور و توجهى كه براى انسان لازم است.

حالا اهميت نماز كه واقعاً براى ما توصيفش هم شايد ممكن نباشد. امام صادق (عليه‏السّلام) در بيمارىِ رحلت به وصىّ‏شان ميفرمايند كه: «ليس منّى من استخفّ بالصّلوة»؛(۴) از ما نيست كسى كه نماز را سبك بشمارد. استخفاف يعنى سبك شمردن، كم‏اهميت شمردن. حالا اين نمازِ با همه‏ى اين خصوصيات، با همه‏ى اين فضائل، چقدر از انسان وقت ميگيرد؟ نماز واجب ما – اين هفده ركعت – اگر انسان بخواهد با دقت و با قدرى ملاحظه بخواند، فرض كنيد سى و چهار دقيقه وقت ميگيرد، والّا كمتر وقت خواهد گرفت. ما گاهى اوقات ميشود كه پاى تلويزيون در انتظار برنامه‏اى كه مورد علاقه‏ى ماست نشسته‏ايم و قبل از آن، دائم تبليغات، تبليغات، تبليغات – بيست دقيقه، پانزده دقيقه – كه هيچ كدام هم به درد ما نميخورد، مى‏نشينيم گوش ميكنيم و بيست دقيقه وقتمان را از دست ميدهيم، براى خاطر آن برنامه‏اى كه ميخواهيم. بيست دقيقه‏هاى زندگى ما اينجورى است. منتظر تاكسى ميشويم، منتظر اتوبوس ميشويم، منتظر رفيقمان ميشويم كه بيايد جائى برويم، منتظر استاد ميشويم كه سر كلاس دير كرده، منتظر منبرى ميشويم كه دير به مجلس رسيده؛ همه‏ى اينها – ده دقيقه، پانزده دقيقه، بيست دقيقه – به هدر ميرود. خوب، اين بيست دقيقه و بيست و پنج دقيقه و سى دقيقه را براى نماز – اين عمل راقى، اين عمل بزرگ – مصرف كردن مگر چقدر اهميت دارد.

در جامعه‏ى جوان كشور بيش از ديگران بايد به نماز اهميت داد. جوان با نماز دلش روشن ميشود، اميد پيدا ميكند، شادابى روحى پيدا ميكند، بهجت پيدا ميكند. اين حالات بيشتر مال جوانهاست، بيشتر مال موسم جوانى است؛ ميتواند لذت ببرد. و اگر خدا به من و شما توفيق بدهد، نمازى بخوانيم كه با توجه باشد، خواهيم ديد كه انسان در هنگام توجه به نماز از نماز سير نميشود. انسان وقتى به نماز توجه پيدا كند، آن‏چنان لذتى پيدا ميكند كه در هيچ يك از لذائذ مادى اين لذت وجود ندارد. اين در اثر توجه است. بى‏توجهى به نماز، كسالت در حال نماز، از خصوصيات منافقين است – نه اينكه حالا هر كسى در حال نماز كسالت داشت، منافق است؛ نه – خدا منافقين را در قرآن معرفى ميكند و ميگويد اينها را از اين بشناس. در زمان پيغمبر منافقينى بودند كه براى خاطر اين و آن نماز ميخواندند و در دل به نماز اعتقادى نداشتند. «و اذا قاموا الى الصّلوة قاموا كسالى يرائون النّاس».(۵) بله، وقتى كسى طرف خطاب ندارد، با خدا حرف نميزند، خسته ميشود و برايش يك كار طولانى به نظر مى‏آيد. چهار ركعت نماز كه چهار دقيقه، پنج دقيقه طول ميكشد، براى او يك زمان طولانى به نظر مى‏آيد؛ در حالى كه چهار دقيقه مگر چقدر است؟ انسان اگر در اين حالت با خدا طرف خطاب بشود، آن وقت خواهد ديد كه مثل برق گذشت؛ دريغ ميخورد، افسوس ميخورد و دلش ميخواهد طولانى‏تر بشود.

اين معنا را در جوانها، ترويج كنيد. جوانها اگر از حالا عادت كنند به نماز خوب، وقتى به سن ماها رسيدند، نماز خوب خواندن برايشان ديگر مشكل نيست. در سنين ما آدمى كه عادت نكرده باشد به نماز خوب، نماز خوب خواندن ممكن است، اما مشكل است. براى آنكه از جوانى عادت كرده به اينكه خوب نماز بخواند؛ يعنى نماز با توجه – نماز خوب معنايش نماز با صداى خوش و قرائت خوب نيست؛ يعنى نمازِ با توجه، با حضور قلب؛ قلبش در محضر پروردگار حاضر باشد؛ از دل و با دل حرف بزند – آن وقت اين سجيه‏ى او ميشود و ديگر برايش زحمت ندارد؛ تا آخر عمر همينجور خوب نماز ميخواند.

يك نكته‏اى را آقاى قرائتى الان اشاره كردند، قبلاً هم مكرر گفته‏اند، ما هم گفته‏ايم؛ در مورد كمبود مسجد و نمازخانه در مراكز پرجمعيت. اين را بايد دوستانى كه از دولت اينجا تشريف دارند – وزراى محترم كه اينجا تشريف داريد – در دولت به طور جد مطرح كنيد. همه‏ى كارهاى مهندسى بزرگ بايستى يك پيوست مسجد و نمازخانه داشته باشد. وقتى مترو طراحى ميكنيم، براى ايستگاه مترو، مسجد در آن ملاحظه شود؛ ايستگاه قطار طراحى ميكنيم، فرودگاه طراحى ميكنيم، مسجد در آن حتماً ديده شود. شهرك طراحى ميكنيم، مسجد در مراكز لازم كه ممكن است بيش از يكى لازم باشد، در او حتماً ملاحظه شود. آيا ممكن است ما يك شهرك را طراحى كنيم، خيابان‏كشىِ او را فراموش كنيم؟ ميشود شهركِ بدون خيابان؟ با اين چشم بايد به مسجد نگاه كرد. شهرك بدون مسجد معنى ندارد. وقتى انبوه‏سازان ساختمان ميخواهند مجوز بگيرند براى انبوه‏سازى و ساختمان بسازند، در نقشه‏اى كه ارائه ميدهند كه مجوز بر اساس او صادر ميشود، بايد نمازخانه ديده شود. ما بايد با نمازخانه اينجورى برخورد كنيم.

اشاره كردند به پروازها؛ نه فقط پروازهاى حج، در پروازهاى گوناگون – داخلى، خارجى، دوردست – كه وقت نماز را پوشش ميدهد، حتماً رعايت مسئله‏ى نماز بشود. اگر امكان دارد قبل از پرواز و بعد از پرواز، وقت نماز وجود داشته باشد؛ اينجور نباشد كه مثلاً فرض بفرمائيد از قبل از اذان صبح راه بيفتند و بعد از آفتاب به مقصد برسند؛ نه، برنامه را جورى تنظيم كنند كه مردم بتوانند نمازشان را بخوانند؛ يا قبل، يا بعد. اگر امكان ندارد – گاهى ضرورتهائى از لحاظ پروازهاى داخلى، خارجى، خطوط هوائى، پيدا ميشود كه امكان ندارد – در داخل هواپيما امكانات نماز خواندن را فراهم كنند كه البته كاملاً ميشود قبله را تشخيص داد؛ يعنى خلبانها واردند، ميفهمند، ميدانند؛ تا افرادى كه مايلند در داخل هواپيما نماز بخوانند، بتوانند. البته مسئله‏ى حركت قطارها هم به طريق اولى اينجور است.

امروز در كشور ما اين جهات قابل مقايسه‏ى با قبل از انقلاب نيست. شماها اغلب قبل از انقلاب را يادتان نيست. عجيب بود! هم اينجا، هم بعضى جاهاى ديگر. ما عراق رفته بوديم، يك سفر عتبات مشرف شديم، هر كار كرديم براى نماز صبح، توقف نكرد؛ يعنى اصلاً نميشد؛ جورى تنظيم كرده بودند كه نميشد. و بنده مجبور شدم از اواخر قطار – كه نزديك ايستگاه يا اوائل ايستگاه بود – خودم را از پنجره بيندازم بيرون، كه بتوانم نماز بخوانم؛ چون در داخل قطار كثيف بود و نميشد نماز خواند. به هر حال، اين چيزها هيچ رعايت نميشد. حالا خيلى تفاوت كرده؛ منتها بيش از اينها انتظار هست. اهميت نماز بايد معلوم باشد.

ما بارها، مكرر به آقايان ائمه‏ى جمعه، ائمه‏ى جماعت و روحانيون محترم در شهرستانها، در تهران توصيه كرديم كه مساجد بايد آباد باشد؛ صداى اذان بايد از مساجد بلند شود. بايد همه نشانه‏هاى توجه به نماز و اقامه‏ى نماز را در شهر اسلامى – بخصوص در شهرهائى مثل تهران و شهرهاى بزرگ كشور – ببينند، بايد احساس كنند؛ هم مردم خودمان، هم كسانى كه وارد اين شهرها ميشوند. نشانه‏هاى اسلامى بايد واضح و آشكار باشد؛ كما اينكه در مهندسى‏هاى ما بايد نشانه‏هاى اسلامى آشكار باشد. صهيونيستها هر نقطه‏ى دنيا كه خواستند يك ساختمانى بسازند، آن علامت نحس ستاره‏ى داوود را سعى كردند يكجورى رويش تثبيت كنند. كار سياسى‏شان اينجورى است. ما مسلمانها نشانه‏هاى اسلامى و مهندسى اسلامى را بايد در همه‏ى كارهايمان، از جمله در باب مهندسى بايستى مراعات كنيم.

به هر حال، اميدواريم خداوند متعال توفيق بدهد. كار نماز، كار كوچكى نيست؛ كار بسيار بزرگى است. همه‏ى دست‏اندركاران اين كار ان‏شاءاللَّه جزو «و المقيمين الصّلوة»(۶) هستند كه در قرآن بخصوص «و المقيمين الصّلوة» درباره‏ى مؤمنان پاك و پاكيزه و خالص اسم آورده شده. ان‏شاءاللَّه همه‏تان در عداد مقيمين الصّلوة باشيد و خداى متعال كمك كند، توفيق بدهد و همه‏ى ما را از بركات نماز ان‏شاءاللَّه برخوردار كند.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه‏

هیجدهمین اجلاس سراسری نماز

مقام معظم رهبري:مسجد را همچون دلهاي جوان،پاكيزه و لبريز از نشاط كنيد

بسم‌الله الرحمن الرحيم

نامگذاري اجلاس امسال نماز به نام جوانان، كاري بسزا و برآمده از نگاه درست به اين سرچشمه‌ي فياضِ ياد و راز و نياز است. دل و جانِ نيالوده‌ي جوان، آماده‌ترين كانوني است كه اين مِشكاتِ نور و حضور ميتواند در آن گرمي و روشني بپراكند و راه سلوك و عروج معنوي را در ميانه‌ي كژ راهه‌ها، نمايان سازد. آشنا كردنِ جوانان، با صفا و بهجتي كه در نماز و ذكر هست، خدمتي بزرگ به آنان و به آينده‌ئي است كه بايد با دست توانا و عزم جوانانه‌ي آنان ساخته و پرداخته شود.

سفارش اينجانب آن است كه مسجد را نيز همچون دلهاي جوان، پاكيزه و پيراسته، و لبريز از شور و انگيزه‌ و نشاط كنيد. مسجد نيز بايد كانوني باشد كه مشكات نماز در آن بدرخشد و نور معرفت و محبت و اُنس و صفا از آن ساطع شود. امامان جماعت، هيئتهاي امناء، خادمان موظف و متبرّع، هر يك بايد بخشي از اين كار بزرگ و اثرگذار را بر دوش خود حس كنند. توفيق همه‌ي دست‌اندركاران سلسله‌ي نشست‌هاي نماز مخصوصاً جناب حجت‌الاسلام قرائتي، مرد شايسته‌ي ثابت قدم و استوار را از خداوند متعال مسألت ميكنم.

سيّدعلي خامنه‌اي۱۲/آبان/۱۳۸۸

نوزدهمین اجلاس سراسری نماز

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
پدید آوردن هویتی به نام مسجد، نخست در قبا و سپس در مدینه، در شمار زیباترین و پرمغزترین ابتكارهای اسلام در آغاز تشكیل جامعه‌ی اسلامی است: خانه‌ی خدا و خانه‌ی مردم؛ خلوت اُنس با خدا و جلوت حشر با مردم، كانون ذكر و معراج معنوی و عرصه‌ی علم و جهاد و تدبیر دنیوی؛ جایگاه عبادت و پایگاه سیاست، دوگانه‌های به هم‌پیوسته‌ئی است كه تصویر مسجد اسلامی و فاصله‌ی آن با عبادتگاه‌های رائج ادیان دیگر را نمایان میسازد. در مسجد اسلامی، شور و بهجت عبادت خالص با نشاط زندگی پاك و خردمندانه و سالم، در هم می‌آمیزد و فرد و جامعه را به طراز اسلامی آن نزدیك می‌كند. مسجد، مظهر آمیختگی دنیا و آخرت و پیوستگی فرد و جامعه در دیدگاه و اندیشه‌ی مكتب اسلام است.

با این نگاه، دل‌های ما برای مسجد می‌تپد و از شوق و احساس مسئولیت، لبریز می‌گردد. امروز در میان مساجد ما كم نیستند آنهائی كه می‌توانند نمائی از این تصویر زیبا و شوق‌انگیز را به نمایش درآورند. حضور نسل جوان پاك‌نهاد ما و حضور روحانیون و معلمان آگاه و دلسوز، مسجدهائی را به درستی، كانون ذكر و عبادت و اندیشه و معرفت ساخته و یادهای عزیز و گرانبها را در دلهای ما برانگیخته است. لیكن تا این وظیفه به تمام و كمال گزارده نشود، هیچیك از ما نباید و نمی‌توانیم خطری را كه از كمبود مسجد یا ضعف و نارسائی مساجد، جامعه و جوانان و خانواده‌ها و نسل‌های آینده را تهدید می‌كند، غافل بمانیم و خود را از بركات عظیمی كه مسجدِ طراز اسلامی به كشور و نظام و مردم هدیه میكند، محروم سازیم.

نخستین مطلب مهم، بنای مسجد و حضور روحانی شایسته در آن است. هم اكنون با وجود دهها هزار مسجد در كشور، جای هزاران مسجد دیگر در روستاها، شهرها، شهركها و مجتمع‌های مسكونی خالی است. دسترسی آسان به مسجد، نیاز ضروری مؤمنان و جوانان و نوجوانان ما است. روحانی پرهیزگار، خردمند، كارشناس و دلسوز در مسجد، همچون پزشك و پرستار در بیمارستان، روح و مایه‌ی حیات مسجد است. امامان جماعت باید آماده‌سازی خویش برای طبابت معنوی را وظیفه حتمی خود بدانند و مراكز رسیدگی به امور مساجد و حوزه‌های علمیه در همه ‌جا آنان را یاری دهند. مساجد باید مَدرَسِ تفسیر و حدیث و منبرِ معارف اجتماعی و سیاسی و كانون موعظه و پرورش اخلاق باشد. زمزمه‌ی محبت متولیان و مدیران و امنای مساجد، باید دلهای پاك جوانان را مجذوب و مشتاق كند. حضور جوانان و روحیه‌های بسیجی باید محیط مسجد را زنده و پرنشاط و آینده‌پو و لبریز از امید سازد. میان مسجد و مراكز آموزشی در هر محل، همكاری و پیوند تعریف شده و شایسته‌‌ای برقرار گردد. چه نیكوست كه دانش آموزان برجسته و ممتاز در هر محل، در مسجد و در برابر چشم مردم و از سوی امام جماعت، تشویق شوند. مسجد باید رابطه‌ی خود را با جوانانی كه ازدواج میكنند، با كسانی كه به موفقیتهای علمی و اجتماعی و هنری و ورزشی دست می‌یابند، با صاحب همّتانی كه كمك به دیگران را وجهه‌ی همت میسازند، با غمدیدگانی كه غمگساری می‌جویند، و حتی با نوزادانی كه متولد میشوند، برقرار و مستحكم كند. مسجد باید در هر منطقه و محل؛ مأمن و مایه‌ی خیر و بركت باشد و به طریق اولی، وسیله‌ی زحمت و آزار مجاوران نگردد. پخش صداهای آزاردهنده بویژه در شب و هنگام آسایش مردم، كاری ناروا و در مواردی خلاف شرع است. تنها صدائی كه باید از مسجد در فضا طنین بیفكند بانگ اذان با صوت خوش و دلنواز است.

عمران مساجد و پرداختن به آرایه‌های معنوی و ظاهری آن، وظیفه‌ی همگان است و هر كسی به اندازه‌ی توان و همت باید  در آن سهیم گردد. مردم، شهرداریها و دستگاههای دولتی هر یك در آن باید سهمی ایفاء كنند و روحانی دانا و مسئولیت‌پذیر و پرهیزگار میتواند و میباید محور این منظومه‌ی تلاش مقدس باشد.
از خداوند متعال توفیق همگان را مسألت میكنم و برای روحانی مجاهد و خدمتگزار، جناب حجت‌السلام والمسلمین آقای قرائتی دوام عمر و نشاط و توفیق روزافزون از خداوند میطلبم.
والسلام علیكم و رحمه‌الله
سیدعلی خامنه‌ای
۱۸ مهرماه ۱۳۸۹

بیستمین اجلاس سراسری نماز

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی به بیستمین اجلاس سراسری نماز، تأكید كردند باید در بنای شهر و روستا و مراكز جمعیتی مسجد را همچون قطب و محور بنا نهاد. ایشان همچنین افزودند: اگر مسجد، كيفيت شايسته‌ی خود را بيابد، هزينه‌های مادی و معنوی بسياری از دوش جامعه و مردم و مسئولان برداشته خواهد شد.

متن پیام به این شرح است:

 

بسم الله الرحمن الرحیم
انسان، به سرشت و طبیعت خود، مشتاق و نیازمندِ نیایش و خشوع در برابر خداوند است كه آفریننده ی همه ی نیكیها و زیبائی ها است؛ و نماز، برآورنده ی این نیاز است. ادیان الهی با تشریع نماز، كام تشنه ی فطرت انسان را سیراب می كند و او را از سرگشتگی و گمراهی در فرو نشاندن این عطش طبیعی نجات می بخشند. تكرار نماز در هر روز و شب، فرصت و نعمتی است كه آدمی را از غرقه شدن در غفلت می رهاند؛ به او مجال حضور دل آگاهانه در برابر خدا می بخشد؛ جان او را صیقل می دهد و گوهر باطن او را درخشان می سازد.
ذِكر و نماز و نیایش آنگاه كه با سامان زندگی اجتماعی درهم می آمیزد معجزه ی اسلام را در آرایش منظومه ی احكام عبادیِ آن آشكار می سازد. مسجد، مظهری از این درهم آمیختگی است. نماز در مسجد و با جماعت مؤمنان، همگانی نشستن برگِردِ سفره ی میهمانی خداوند است، و این خود، بارشِ رحمت الهی را انبوه تر و دلنشین تر می سازد.
به بركت نماز، فضای مسجد نورانی و عطر آگین می گردد و سخن حق و آموزش دین و اخلاق و سیاست در آن بیش از هر جای دیگر بر دل و جان می نشیند و به زندگی فرد و جامعه، سمت و سوی خدائی می دهد.
مسجد را با این نگاه باید نگریست. روح مسجد، كالبد زندگی را پرنشاط و پر انگیزه می سازد در هر جا سامان زندگی است، مسجد، مركز و كانون اصلی است. در بنای شهر و روستا، در مدرسه و دانشگاه، در مراكز جمعیتی از بازارهای كسب و كار تا فرودگاه ها و جاده ها و پایانه های سفری و تا آسایش ها و بیمارستان ها و بوستان ها و گردشگاه ها، در همه و همه باید مسجد را همچون قطب و محور بنا نهاد.
مسجد در همه جا باید پاكیزه، زیبا و آرامبخش باشد. مدیریت محتوائی و معنویِ مسجد كه بر دوش روحانی مسجد است باید خردمندانه و مسئولانه، و حتی عاشقانه باشد. حوزه های علمیه برای آماده سازی روحانیانی در این طراز، وظیفه ئی ذاتی و طبیعی دارند.
اگر مسجد، كیفیت شایشته ی خود را بیابد، هزینه های مادی و معنوی بسیاری از دوش جامعه و مردم و مسئولان برداشته خواهد داشت.
به امید آن روز، و با سلام بر حضرت بقیه الله ارواحنا فدا
والسلام علیكم و رحمه الله
سید علی خامنه ای
۱۹/مهر/۱۳۹۰

 

حضرت آيت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پيامی به بيست و يكمين اجلاس سراسری نماز، قرار گرفتن نماز در جايگاه شايسته خود را زمینه‌ساز رسيدن جامعه به نقطه مطلوب آرمانی اسلام دانستند و تأكيد كردند: همه تلاش‌های فرهنگی، هنری و برنامه‌ريزی‌های آموزشی بايد در راستای رونق روز افزون نماز در بين مردم به ويژه جوانان طراحی و اجرا شود.
متن پيام به اين شرح است:

بسم الله الرحمن الرحيم
امسال نيز شما مردان و زنان خداجوی و حقيقت نيوش، با برگزاری اين اجلاس، گام ديگری در راه وظيفه‌ی بزرگ اسلامی خويش يعنی اقامه‌ی نماز برداشته‌ايد. از همه‌ی دست اندركاران بويژه از جناب حجة الاسلام آقای قرائتی، روحانی مجاهد و صادق و ثابت قدم كه استوانه‌ی اصليِ اين كار بزرگ است، تشكر ميكنم و پاداش الهی را برای ايشان و همكارانشان مسألت مينمايم.
با اين همه بايد اعتراف كنيم كه هنوز مجموعه‌ی ما مسئولان نظام اسلامی وظيفه‌ی خود را در اين باره به تمام و كمال، ادا نكرده‌ايم. اهميت نماز را بايد به درستی فهميد. اين كه فرموده‌اند: اگر نماز در درگاه خداوند، مقبول افتد ديگر خدمات و زحمات نيز پذيرفته شده و اگر نماز، مردود باشد هرچه جز آن نيز مردود گشته است، حقيقتی بزرگ را بما می‌نماياند. آن حقيقت اين است كه اگر در جامعه‌ی اسلامی نماز در جايگاه شايسته‌ی خود قرارگيرد، همه‌ی تلاشهای سازنده‌ی مادی و معنوی، راه خود را به سمت و سوی آرمانها ميگشايد و جامعه را به نقطه‌ی مطلوب آرمانی اسلام ميرساند؛ و اگر از اهميت نماز غفلت شود و نماز مورد بی‌اعتنايی قرار گيرد، اين مسير به درستی طی نخواهد شد و تلاشها و مجاهدتها تأثير لازم را در رساندن به قله‌يی كه اسلام برای جامعه‌ی بشری ترسيم كرده است،‌ نخواهد داشت.
اين حقيقت، به همه‌ی ما هشدار ميدهد و وظيفه‌يی سنگين را به ياد ما می‌آورد. تلاشهای فرهنگی و هنری و برنامه‌ريزيهای آموزشی و غيره، همه بايد به گونه‌يی طراحی و اجرا شود كه نماز، با كيفيت مطلوب، روز به روز در ميان مردم بويژه جوانان و نوجوانان رونق گيرد و همه به راستی از اين چشمه‌ی پاكی و روشنی بهره‌مند گردند. بی‌شك دستگاههای متعدد امور فرهنگی و آموزشی و صدا و سيما و دست اندركاران اداره‌ی مساجد، بيش از ديگران بايد احساس مسئوليت كنند.
از خداوند متعال كمك بخواهيد و دامن همت به كمر بزنيد و حركتی تازه در اين راه آغاز كنيد. خداوند يار و نگهدارتان.
سيدعلی خامنه‌ای
۱۳/شهریور/۱۳۹۱

حضرت آيت‌الله خامنه‌ای در پيام به بيست و دومین اجلاس سراسری نماز، كیفیت بخشیدن به نماز و ترویج و همگانی كردن آن را در صدر وظایف مؤمنان خواندند و تأكید كردند: صاحبان اندیشه و بیان، با گفتن و نوشتن؛ دارندگان رسانه‌ها و منبرها با پرداخت جذّاب و هنری و مسئولان دستگاهها نیز متناسب با كاركرد آن دستگاه، میتوانند این وظیفه‌ی بزرگ را ادا كنند.

 

متن پیام رهبر انقلاب اسلامی كه صبح امروز (چهارشنبه) در اجلاس سراسری نماز توسط حجت‌الاسلام‌والمسلمین میرعمادی نماینده ولی فقیه در استان لرستان قرائت شد، به این شرح است:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

قرآن كریم در توصیف قدرتمندان ِ مؤمن و در صدر وظایف آنان اقامه‌ی نماز را نام برده است: الذین ان مكنّاهم فی الارض اقاموا الصلاة…

این وظیفه، در عمل شخصی، كیفیت بخشیدن به نماز است، و در تلاش اجتماعی، ترویج نماز و همگانی كردن آن.

كیفیت یافتن نماز بدین معنی است كه نماز، با حال و حضور ادا شود؛ نمازگزار به نماز با چشمِ «میعاد ملاقات با خدا» بنگرد و در آن، با خدای خود سخن بگوید و خود را در حضور او ببیند؛ نماز را تا میتواند در مسجد و تا میتواند به جماعت بگزارد.

و ترویج نماز، هر حركت و تلاشی است كه در راه همگانی كردن آن، و تبیین اهمیت آن، و آسان كردن دسترسی به آن، بتوان صورت داد.

صاحبان اندیشه و بیان، با گفتن و نوشتن؛ دارندگان رسانه‌ها و منبرها با پرداخت جذّاب و هنری؛ مسئولان دستگاهها هر یك متناسب با كاركرد آن دستگاه، میتوانند این وظیفه‌ی بزرگ را ادا كنند.كمبود مسجد در شهر و شهرك و روستا؛ نبود جایگاه نماز در مراكز اجتماعات همچون ورزشگاه و بوستان و ایستگاه و مانند آن؛ مراعات نشدن وقت نماز در وسائل مسافرتهای دور دست؛ نپرداختن شایسته به نماز در كتابهای درسی؛ نپرداختن به پاكیزگی و بهداشت در مساجد؛ نپرداختن امام جماعت به تماس و رابطه با مأمومین؛ و هر كمبود دیگری از این قبیل‌ ها، نقاط ضعفی است كه باید همتهای بلند بر زدودن آن برانگیخته شود و نشانه‌ی ایمان صاحبان تمكّن یعنی اقامه‌ی نماز، در جامعه‌ی اسلامی ما روز بروز نمایان‌تر گردد.

 

انشاءالله

والسلام علیكم و رحمة‌الله

سیّد علی خامنه‌ای

۱۱ شهریور ۱۳۹۲

 

بیست سومین اچلاس سراسری نماز

بسم‌الله الرحمن الرحیم

سالیان درازی است كه همت و انگیزه‌ئی مبارك‌، همه ساله، دلها و ذهنها را در سراسر كشور با این اجلاس، به اندیشیدن درباره‌ی نماز برمی‌انگیزد و نكته‌ها و یادآوریها و هشدارهائی درباره‌ی این فریضه‌ی بی‌همتای اسلامی و این استوانه‌ی استوار دین و دینداری، در فضای جامعه میپراكند. این،‌ توفیقی بزرگ برای شما برگزاركنندگان و موهبتی از سوی خداوند برای ما شنوندگان و نیوشندگان است.

اكنون نوبت آن است كه محصول این تلاش ارزشمند، در ترازوی نگاهی واقع‌بین، سنجیده شود؛ چه در رفتار مخاطبان كه به گزاردن نماز و سبك نشمردن آن فراخوانده شده‌اند، بویژه جوانان و نو رسیدگان؛ و چه در مواظبت بر كیفیت نماز و خشوع و حضوری كه روح و جوهر این عمل صالح رحمانی به شمار میرود؛ و چه در مسئولیت‌شناسی كسانی كه به وظائفی در این راه موظف گشته‌اند، همچون ساختن و پرداختن مساجد، یا ترتیب دادن نماز در مدارس و دانشگاهها، یا فراهم آوردن فرصت برای نمازگزار در سفرهای زمینی و هوائی، یا در بهره‌گیری از شیوه‌های هنری در ترویج نماز در رسانه‌های تصویری و صوتی، یا در تولید مقاله و كتاب در تبیین زیبائیهای این عمل كوتاه و پر مغز …؛ و چه در زمینه‌های دیگری كه وظائفی در آنها بر عهده‌ی مسئولانی نهاده شده است.

اجلاس نماز، اقدامی مبارك و كارساز و بیشك، مأجور است، لیكن برای اینكه این كار ارزشمند،‌ هر چه بیشتر به نقطه‌ی كمالِ كارائی نزدیك شود، باید به این سنجش و محاسبه‌ی واقع‌بین و خردمندانه، همت گماشت و پیگیری نتائج را بخش مهمی از این ابتكار دانست.

توفیق همه‌ی شما بویژه روحانی عزیز و گرانقدر حجة‌الاسلام جناب آقای قرائتی را از خداوند بزرگ مسألت میكنم.

سیدعلی خامنه‌ای
۹ دی ۱۳۹۳

 بیست چهارمین اجلاس سراسری نماز

بسم الله الرحمن الرحیم
خداوند علیم و قدیر را سپاسگزارم كه تلاش شما دست اندركاران محترم این اجلاس مهم و بیش از همه عالم بزرگوار و مجاهد جناب حجت الاسلام آقای قرائتی در بخش‎های اساسی و مؤثری به بار نشسته و كارهای مفیدی در ترویج فریضه بزرگ و بی‎بدیل نماز انجام گرفته است.

 

با این همه، ظرفیت و میدان كار و نیز نیاز و عطش جامعه‏ی اسلامی برای رسیدن به نقطه‏ی مطلوب، بسیار بیش از واقعیت‎های كنونی در این باره است. در پیام سال گذشته گوشه‎ای از این فضای خالی و تلاش‎پذیر، نشان داده شده است.

سخن امروز من تأكید بر احساس مسئولیت همگانی است.

توقع و انتظار اینجانب آن است كه همه به ویژه مسئولان دستگاه‎ها و دارندگان امكانات مادی و معنوی و مدیریتی، عظمت این مسئله را به درستی دریابند و گام در راه عمل نهند.

همه بدانند كه یكی از مؤثرترین راه‎ها برای كاستن آسیب‎های اجتماعی، ترویج نماز است. به اینكه حتی یك نفر از جوانان و نوجوانان كشور، در نماز سهل انگاری نكند همت گمارید. این یكی از بهترین راه‎ها برای سلامت معنوی و روحی مردم ما و جامعه‏ی ما است.

به اینكه همگان فرا بگیرند و عادت كنند كه نماز را با خشوع و حضور قلب بجا آورند، همت گمارید.

اینها همه كارهای ممكنی است كه با عزم راسخ و كار مداوم شما دست‎اندركاران، محقّق خواهد شد، ان شاالله

والسلام علیكم و رحمه الله
سید علی خامنه‎ای
۶ /بهمن/ ۱۳۹۴

پیام مقام معظم رهبری (مدظله العالی) به بیست و پنجمین اجلاس سراسری نماز ۱۳۹۵-۹-۱۸
بسم الله الرحمن الرحیم
نماز، دری گشوده بر روی آحاد ملت است كه از آن می‏توان به هدایت و رحمت خداوند رسید و زندگی را در سمت و سوی درست و سرشار از خیر و بركت قرار داد. سلامت معنوی هر فرد وابسته به نماز است و صراط مستقیم و حیاط طیبه‏ ی هر جامعه نیز تنها با اقامه‏ ی نماز در آن تحقق می‏یابد. این همه تأكید بر اقامه‏ ی نماز در كتاب و سنت، هدفی جز این ندارد كه این باب رحمت بر روی فرد و جامعه‏ مسلمان گشوده بماند و فرصت بهره‏ مندی از آن دست دهد.
سالها است كه این شعار در ایران اسلامی بر سر دست گرفته شده است كه:{اَلَّذینَ اِن مَكَّنّاهُم فِی الاَرضِ اَقامُوا الصَلوةَ …} و این اجلاس سالیانه به همت و پشتكار عالم مجاهد و خستگی ناپذیر جناب حجت الإسلام قرائتی برپا می‏شود و توصیه‏ های مؤكد درباره‎ی گسترش نماز و به كیفیت لازم رسیدن نمازهای ما، تكرار می‏گردد با این حال باید اعتراف كنیم كه حق این فریضه‏ ی الهی كه درمان دردهای عمده‏ ی فردی و اجتماعی ما است، ادا نشده است. ما مسئولان، ما سخنوران و سخنگویان، ما سررشته‏ داران امور كشور، ما روحانیون و متولیان تبلیغ و تعلیم دین و ما همه‏ ی آحاد و همه‏ ی قشرهای مردم، همه و همه در مسئولیت اقامه نماز شریكیم.
همه همت گماریم كه نماز را در جایگاه شایسته‏ ی خود كه قرآن و حدیث به آن ناطق است، بشناسیم و بشناسانیم و عمل شخصی خود را نیز به تناسب آن تعالی بخشیم.
توفیقات روزافزون همه‏ ی شما و شخص جناب آقای قرائتی را از خداوند متعال مسألت می‏نمایم.
والسلام علیكم و رحمه ‏الله
سیدعلی خامنه ‏ای
۱۷ آذر ۱۳۹۵

true

false